تبليغاتX
هفته پیوند و بهداشت روانی و تربیت بدنی

هفته پیوند و بهداشت روانی و تربیت بدنی

بزرگداشت هفته های پیوند اولیا و مربیان و بهداشت روانی و تربیت بدنی

اربعین حسینی

اربعین سرور و سالار شهیدان حضزت ابا عبدالله الحسین (ع) بر شیعیان طریقش تسلیت باد .

اربعین حسینی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 7:32  توسط علیرضا دادخواه تهرانی  | 

بررسي رابطه نماز با جهت گيري مذهبي و سلامت روان

 نويسندگان: اكبر آقاياني چاوشي *، دكتر داود طالبيان، دكتر حميد طرخوراني، هما صدقي جلال، هاله آزرمي، دكتر علي فتحي آشتياني

چكيده

  مقدمه: اين تحقيق با هدف تعيين رابطه بين اهميت دادن به نماز با جهت گيري مذهبي و سلامت روان در كاركنان دانشگاه و افراد غير شاغل در دانشگاه انجام شده است.

  روش: جامعه آماري اين تحقيق كاركنان دانشگاه و افراد عادي غير شاغل در دانشگاه بود. 300 نفر (150 نفر از كاركنان دانشگاه و 150 نفر از افرادي كه در دانشگاه شاغل نبودند) به صورت فردي و دردسترس انتخاب و پرسشنامه‌هاي جهت گيري مذهبي آلپورت و سلامت عمومي گلدبرگ را تكميل كردند. داده هاي بدست آمده با استفاده از روشهاي آماري خي دو و آزمون t مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.

  نتايج: مقايسه نتايج بدست آمده بين نمونه مورد بررسي در كاركنان دانشگاه و افراد خارج از دانشگاه در رابطه با اهميت دادن به خواندن نماز، بيانگر وجود تفاوت معنادار (01/0 p< ) بين آنها است. بعلاوه جهت گيري مذهبي در كاركنان دانشگاه بيشتر دروني ولي در افراد خارج از دانشگاه، بيشتر بيروني است. همچنين در كاركنان دانشگاه، نشانه هاي جسماني، اضطراب و بيخوابي، نارسايي در عملكرد اجتماعي و افسردگي كمتر و سلامت رواني بطور كلي بهتر از افراد خارج از دانشگاه است.

  نتيجه گيري: با توجه به نقش نماز و جهت گيري مذهبي در سلامت روان، بنظر مي رسد مسئولين فرهنگي جامعه، به ويژه مسئولين فرهنگي دانشگاه، بايد به آن توجه ويژه نمايند و برنامه هاي خاصي در اين راستا پيش بيني كنند.

 

واژه‌هاى کليدى:  واژه های کلیدی: نماز، جهت گیری مذهبی، سلامت روان

متن کامل [PDF 133 kb]

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 6:56  توسط علیرضا دادخواه تهرانی  | 

میلاد با سعادت امام رضا (ع)

   
       
میلاد باسعادت عالم آل محمد بر عموم شیعیان خجسته و مبارک باد.
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 13:54  توسط ناهید سلیمانی  | 

بهداشت روانی مدرسه

مقدمه

مدرسه و محیطهای آموزشی کانون توجه صاحبنظران سلامت روان هستند. از این رو که این محیط با گروههای سنی که به عنوان گروههای حساس شناخته می‌شوند سروکار دارند. علاوه بر اینکه سنین دبستان و راهنمایی و دبیرستان به عنوان سنینی شناخته می‌شوند که پایه ریزی شخصیت افراد در بزرگسالی در این سنین روی می‌دهد.

مساله قابل توجه این است که این دسته از گروههای سنی بیشتر اوقات خود را در این مدارس و محیطها می‌گذرانند و روشن است که فضای این موقعیتها تاثیرات مهمی بر سلامت افراد در بزرگسالی دارد. بر این اساس صاحبنظران مسائل روانی در کنار توصیه به خانواده‌ها در جهت شناخت عوامل موثر در بهداشت روانی و تأمین آن ، مراکز آموزشی و مدارس توجه خود قرار می‌دهند و ایجاد آشنایی و رعایت این عوامل را در مدارس اکیدا توصیه می‌کنند.

ضرورت بهداشت روانی در مدارس

رسیدن به اهداف آموزشی که مدارس به عنوان اهداف اساسی خود به آنها توجه دارند مستلزم تامین بهداشت روانی دانش آموزان است. تحقیقات متعدد نشان می‌دهد که سلامت روانی دانش آموزان با یشرفت تحصیلی آنها رابطه دارد. و دانش آموزانی که به نحوی از مشکلات روانی یا از فقدان بهداشت روانی مناسب رنج می‌برند اغلب با افت تحصیلی مواجه هستند. بنابراین ضروری به نظر می‌رسد جهت تامین شرایط مناسب برای نیل به اهداف آموزشی ، تربیتی و تضمین سلامت افراد در جامعه در سنین مختلف اعمال شیوه‌های مناسب جهت تامین بهداشت روانی در مدارس مدنظر قرار گیرد.

محیط فیزیک مدرسه و بهداشت روانی

محیطی که در آن دانش آموزان به کسب علم و آموزش مشغولند همچون تمام محیطهای دیگر که بر رفتار فرد موثر است رفتار و سلامت روان آنها را تحت تاثیر قرار می‌دهد. روشن است محیط فیزیکی مدرسه از جمله شرایط ساختمانی ، نور ، رنگ ، بهداشت محیط در سلامت روان دانش آموزان تاثیر گذار است. از اینرو ضروریست که در جهت ارتقاء بهداشت روانی دانش آموزان تامین شرایط فیزیکی مناسب مورد توجه قرار گیرد و از آنجایی که قسمت عمده ساعات روزانه دانش آموزان در محیط مدرسه می‌گذرد شرایط نامناسب فیزیکی مثل ناکافی بودن نور ، سیستم گرمایش و سرمایش نامناسب ، امنیت ساختمان و ... بسیار حائز اهمیت است.

بهداشت روانی مسئولین مدرسه

در تامین بهداشت روانی دانش آموزان ، توجه به بهداشت روانی مسئولین و کارکنان مدارس نیز حائز اهمیت است. علاوه بر تاثیر الگویی مسئولین مدرسه بر رفتار دانش آموزان نوع ارتباطی که با دانش آموزان برقرار می‌کنند می‌توانند سودمند یا بر عکس مخل بهداشت روانی دانش آموزان باشد. از اینرو لازم به نظر می‌رسد تامین بهداشت روانی مسئولین مدرسه و گزینش افراد سالم مورد توجه قرار گیرد.

نقش مشاور در تامین بهداشت روانی در مدرسه

مشاور نقطه مرکزی در تامین بهداشت روانی مدرسه به شمار می‌رود. مشاور با شناسایی عوامل مخل بهداشت روانی و عوامل ارتقا دهنده بهداشت روانی سعی در ایجاد فضایی سالم در مدرسه می‌نماید. علاوه بر نقش الگودهی ، مشاوره می‌تواند الگویی برای معلمان دیگر باشد با شناسایی دانش آموزان مشکل‌دار و کمک به رفع مشکل آنها و شناخت سایر عوامل و با استفاده از امکانات موجود به ارتقای سطح بهداشت روانی مدرسه می‌پردازد. مشاور معمولا مورد توجه معلمین و دانش آموزان بوده و اغلب به عنوان ارائه دهنده راه حلهای مفید برای اهداف آموزشی و تربیتی از او یاری جسته می‌شود. بکارگیری مشاورین فعال گامهای اساسی در بهبود شرایط و فضای روانی مدارس هستند.

توصیه‌های برای ارتقا بهداشت روانی مدارس

  • آگاه سازی مسئولین مدرسه و معلمین در اتخاذ شیوه‌های ارتباطی و تربیتی مناسب

  • رفع عوامل مخل بهداشت روانی معلمین

  • ارتباط مستمر با خانواده دانش آموزان

  • به روز رسانی اطلاعات و آگاهیهای مشاوران و ارتقای توانمندیها و مهارتهای آنها

  • بهبود شرایط فیزیکی مدارس

  • برگزاری جلسات آگاه سازی برای دانش آموزان و در جهت آموزش مهارت های زندگی،  کنترل استرس و تامین بهداشت روانی
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 7:19  توسط ناهید سلیمانی  | 

نقش بهداشت روانی در ثبات خانواده

مقدمه

خانواده جایگاه مهمی در رشد شخصیت افراد دارد. اغلب افراد دچار مشکلات مختلف شخصیتی و روانی که فاقد بهداشت و سلامت روانی هستند از خانواده‌های ناسالم برخاسته‌اند. از اینرو در تامین بهداشت روانی افراد خانواده جایگاهی مهمی دارد و ضروری است راهکارهای مناسب در تامین بهداشت روانی خانواده شناسایی و به مرحله اجرا گذارده شود. در این راستا ضروریست عواملی که مخل بهداشت روانی خانواده‌ها هستند شناسایی و روشهای مقابله با آنها توصیه گردد. روشن است عدم تامین بهداشت روانی خانواده ، تلاشهای فردی برای رسیدن به اهداف و پیشرفتهای فردی و اجتماعی را با مانع روبرو خواهد ساخت.

عوامل خانوادگی موثر در بهداشت روانی

شیوه‌های ارتباطی موجود در خانواده

شبکه ارتباطی که فرد در آن قرار دارد عامل مهمی در تامین بهداشت روانی فرد هستند. از اینرو شیوه‌های ارتباطی نامناسب تاثیرات مضری روی فرد و سلامت او خواهند داشت. خانواده‌های سرد و فاقد روابط گرم و محبت آمیز ، خانواده‌های دارای روابط خصومت آمیز ، شیوه‌های ارتباطی شدیدا وابسته معمولا ناسالم گزارش شده‌اند. برقراری شیوه ارتباطی منطقی ، محترمانه و در عین حال گرم و صمیمانه مدنظر متخصصان بهداشت روانی خانواده است.

مهارتهای زندگی اعضای خانواده و نقش آن در بهداشت روانی خانواده

لازم است تک تک اعضا خانواده با مهارتهای لازم برای زندگی آشنا باشند. روشن است والدین در خانواده نقش مهمی در ترویج استفاده از مهارتهای سالم زندگی در خانواده دارند. پدران و مادران که فاقد مهارتهای مفید زندگی هستند با عدم تامین الگوی مناسب برای فرزندان مشکلاتی را برای آنها فراهم می‌کنند. به عنوان مثال کودکی که همواره دیده است والدین او در مقابل ناملایمات زندگی با پرخاشگری و منازعه برخورد می‌کنند با احتمال بسیار بیشتری همین روش را در مسائل مربوط به خود در خانواده و حتی در بیرون از خانواده بکار خواهد بست.

از اینرو لازم است خانواده‌ها با آگاهی و کسب اطلاعات لازم در زمینه شیوه‌های صحیح مهارتهای زندگی مثل کنترل و مدیریت استرس ، برنامه ریزی برای زندگی،

مدیریت اقتصادی خانواده ، مدیریت ارتباطات برون خانوادگی ، کنترل هیجانات، آموزشهای مربوط به اجرای قاطعیت و جرات‌مندی به تامین بهداشت روانی افراد خانواده مبادرت ورزند.

اقتصاد خانواده و نقش آن در بهداشت روانی خانواده

وضعیت اقتصادی خانواده با تاثیری که در فضای کلی زندگی می‌گذارد نقش خود را بر بهداشت روانی خانواده اعمال می‌کند. مشکلات اقتصادی اغلب موجب بوجود آمدن مشکلات دیگری برای خانواده می‌شوند و خانواده ناچارا با معنویات و محرومیتهای در سبکهای زندگی و تصمیم‌گیری مواجه می‌شود که مجبور است با آنها دست و پنجه نرم کنند. تحقیقات نشان می‌دهد که اغلب شرایط نامناسب در فضای خانواده اعم از منازعه و سایر مسائل در شرایط  رکود اقتصادی خانواده که خانواده با نوعی بحران اقتصادی مواجه است افزایش می‌یابد.

طبقه متوسط اقتصادی از بهداشت روانی مناسبی بهره می‌برند. در واقع مسائل اقتصادی زمینه ساز بروز مشکلات مختلف ارتباطی و روانی افراد خانواده می‌شوند و با کاهش توانمندی‌های روانی افراد مقابله با این مشکلات را برای خانواده با مانع مواجه می‌سازند. درگیری فکری واقعی برای حل مشکلات مالی خانواده ، مشغله ذهنی با پیدا کردن راههای افزایش درآمد خانواده اغلب به کاهش ظرفیت تحمل افراد منجر می‌شوند. در این حالت فرد با کوچکترین ناملایمتی واکنشهای شدیدی ممکن است از خود نشان دهد. همچنین تلاش و تقلا برای بالا بردن در آمد خانواده و حفظ آن با تحت تاثیر قرار دادن گرمی و صمیمیت روابط خانواده کاهش مدت زمان با هم بودن اعضا نقش منفی خود را اعمال می‌کند.

ازدواجهای مناسب در تامین بهداشت روانی خانواده

در تشکیل یک خانواده سالم که بتواند از بهداشت روانی خوبی بهره‌مند گردد انتخاب مناسب و ازدواج موفق مرحله اولیه است. لازم است در ازدواج که اولین مرحله تشکیل خانواده به شمار می‌رود و پایه‌های اساسی تامین بهداشت روانی خانواده ریخته شود. در این راستا توافق شخصیتی ، اقتصادی ، فرهنگی و فکری حائز اهمیت است که توصیه می‌شود با یاری از مشاوران و متخصصات امر صورت بگیرد. ازدواجهای نامناسب که در آن همسران از عدم همخوانی شخصیتهایشان رنج می‌برند و یا مشکلات دیگری دارند در طول زندگی مخل بهداشت روانی آنها و فرزندان خواهد بود.
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 7:7  توسط علیرضا دادخواه تهرانی  | 

تعارض و بهداشت روانی

مقدمه

بهداشت روانی انسان متاثر از عوامل مختلفی است که هر یک به نوبه خود سلامت روان و بهداشت روانی فرد را تحت تاثیر قرار می‌دهند. تعارض یکی از این عوامل مهم است که می‌تواند تاثیرات زیادی بر بهداشت روانی داشته باشد. در حالت تعارض فرد انرژی روانی زیادی را صرف می‌کند تا یکی از حالات و راههای مقابل خود را برگزیند. قرار گرفتن در چنین شرایطی با توجه به استرس‌زا بودن آن قابل توجه است. معمولا انتخاب یکی از حالات موجود موجب برطرف شدن اثرات مخرب تعارض می‌گردد. اما ماندن در چنین شرایطی به صورت طولانی مدت می‌توانند اثرات فزاینده مخربی داشته باشد.

انواع تعارض و تاثیرات آن بر بهداشت روانی

تعارضات در انسان انواع مختلفی دارد. با اینکه خصوصیات مشترک تمامی آنها قرار گرفتن در وضعیتی است که فرد ناچار است از بین دو یا چند راه یکی رابرگزیند اما از لحاظ جاذبه یا دافعه بین تعارضات مقاومت از بین حالاتی که فرد می‌تواند انتخاب کند برخی حالات جاذب دارند یعنی فرد تمایل دارد آن حالات را برگزیند و در حالت دافع فرد تمایل دارد از انتخاب آن راه سرباز زند.

تعارض جاذب - جاذب و بهداشت روانی

در حالت تعارض جاذب - جاذب فرد در وضعیتی قرار می‌گیرد که ناچار است از میان دو راه که هر دو برای وی جذاب و مطلوب هستند یکی را انتخاب کند. و در واقع انتخاب یکی از این راهها مستلزم چشم‌پوشی از راه دیگر است. به عنوان مثال ساده‌ای تصور کنید فردی را که علاقه به دو سریال متفاوتی دارد که هر دو در یک ساعت واحد از دو شبکه تلویزیونی پخش می‌شوند فرد در حالت انتخاب یکی از این فیلمها برای تماشا کردن در حالت تعارض قرار دارد و به هر حال باید تصمیم‌گیری کند و یکی را برای تماشا کردن انتخاب کند و یا هیچیک را حالت سومی وجود ندارد چون فرد نمی‌تواند هر دو را در یک لحظه واحد تماشا کند.

در چنین موردی میزان استرس‌زایی این موقعیت پایین است و فرد احساس ناراحتی چندانی نمی‌کند و بهداشت روانی او چندان به مخاطره نمی‌افتد. اما مواردی از زندگی وجود دارد که انتخاب فرد اهمیت حیاتی دارد و فرد باید تصمیمی بگیرد که برای زندگی و یا بخشهای مهمی از زندگی او اهمیت قابل توجه دارد. به عنوان مثال فردی که در رشته مورد علاقه خود در شهر دیگری پذیرفته شده است و در همان زمان شغل مورد علاقه او در شهر خودش به او پیشنهاد شده است. قرار گرفتن در چنین وضعیتی برای فرد آزار دهنده است تا زمانی که انتخاب درستی کرده و خود را از وضعیت خارج کند.

تعارض دافع- دافع و بهداشت روانی

در حالتی تعارض دافع- دافع بوجود می‌آید که فرد ناچار است از بین دو یا چند وضعیتی یکی را انتخاب کند در حالی که به هیچ یک تمایل ندارد. مثل کسی که درد شدید بدنی دارد و از زدن آمپول هم ترس شدید دارد. ولی ناچار است یکی از این‌دو را که هر دو برایش ناگوار هستند یکی را انتخاب کند. در زندگی روزمره موارد زیادی از این حالت تعارض اتفاق می‌افتد که برخی از آنها مسائلی پیش افتاده‌تر بود. و درجه آزاردهندگی و استرس‌زایی آنها برای فرد پایین است اما مواردی نیز وجود دارند که فرد را در وضعیت بسیار ناگواری قرار می‌دهند و استرس زیادی را بر او تحمیل می‌کنند. تحمل چنین وضعیتی در دفعات مکرر یا مدت طولانی مدت اثرات مخرب بر بهداشت روانی فرد دارد.

تعارض جاذب- دافع و بهداشت روانی

این قبیل تعارضات که فرد با یک راه یا موقعیتی روبروست که هم برای فرد جذاب و هم دافع است. انسانها در حالاتی که می‌خواهند راهی انتخاب کنند که می‌دانند از برخی جهات آنها مفید و از برخی جهات برایشان نامناسب است دچار چنین حالاتی می‌شوند. مثل فردی که تمایل به ازدواج دارد ولی از سوی دیگر مشکلات بعد از آن مثل قبول مسئولیت و مشکلات مالی حاصل از زندگی مشترک و ... او را از این کار باز می‌دارد. این نوع تعارض معمولا بیشترین میزان استرس را بر فرد وارد می‌سازد و بهداشت روانی او را به مخاطره می‌اندازد.

تاثیر بهداشت روانی برحل تعارضات

تمامی انسانها خواه و ناخواه در وضعیتهایی قرار می‌گیرند که حاکی از وجود تعارض در یکی از انواع آن است. اما شیوه حل این تعرضات به عواملی بستگی دارد که یکی از این عوامل بهداشت روانی فرد است. افرادی که موفق به حفظ بهداشت روانی خود شده‌اند در چنین شرایطی با شیوه‌های مناسبی به حل تعارضات آن می‌پردازند و از میزان استرس‌زایی چنین موقعیتهایی می‌کاهند. آنها از شیوه‌هایی چون مهارتهای تصمیم‌گیری حل مساله و ... استفاده بهینه می‌کنند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 6:55  توسط ناهید سلیمانی  | 

بهداشت روانی و شکر کردن نعمت ها

مقدمه

یکی از مهم‌ترین مسائلی که به عنوان یکی از اصول بهداشت روانی و هم روان درمانی فردی و گروهی می‌توان از آموزش‌های اسلامی استنباط نمود، لزوم توجه به نعمات خدادادی و جنبه‌های مثبت زندگی و شکرگزازی است. آموزش‌های متعددی در قرآن مجید و دستورات اسلامی وجود دارند که در این مورد آموزش می‌دهند و امر به شکر می‌نمایند. مقصود از شکر ، یادآوری نعمت و اظهار آن است.

انواع شکرگزاری و رابطه آن با رشد فرد

مقصود از شکر ، یادآوری نعمت و اظهار آن است و خود به سه صورت امکان پیاده شدن می‌یابد:


*یادآوری (شکر قلب)
*بیان نعمت و شکرگزاری آن (شکر زبان)
*شکرگزاری از نعمت به صورت متناسب با آن (شکر جوارح)


شکرگزاری عملا یکی از نتایج رشد فرد و دستیابی به حکمت است و بهترین شکر ، فرمانبرداری از فرامین الهی است. به منظور شکرگزاری ، دستور داده شده است که نعمات خداوند را یاد آورند، و بازگو نمایند و توجه نمایند که نعمات او بر انسان قابل شمارش نیست.

رشد فردی و ایمان به خدا

یادآوری نعمات خداوند به عنوان یکی از وسایل دستیابی به فلاح و رستگاری تلقی شده است. مهم‌ترین نعمت خداوند که با اعطای آن به انسان بر او منت نهاده است، ایمان به خداست که او را از سقوط بازداشته و به رشد و تکامل و در نتیجه قرب خداوند ، رهنمون می‌گردد. در حقیقت با برخورداری از اسلام و ایمان ، فرد بزرگترین جنبه مثبت را در جهان دارد و در نتیجه از ثروت و قدرتی برخوردار است که با هیچ نعمت دیگر قابل مقایسه نیست.

استفاده از اصل شکرگزاری از خداوند در روان درمانی

استفاده‌ای که از این اصل در روان درمانی فردی و گروهی می‌توان نمود این است که: ممکن است فرد به علت عدم توجه به جنبه های مثبت زندگی خویش (نعمت‌های خدادادی)  احساس افسردگی و نومیدی نماید. با توجه به بررسی‌های بالینی ، تعداد این افراد کم نیستند و می‌توان با توجه دادن آنها به جنبه‌های مثبت زندگی‌شان آنها را به زندگی امیدوار و به سمت رشد بیشتر هدایت کرد. در این مورد می‌توان و باید به فرد گوشزد کرد که در صورت از بین رفتن جنبه‌های مثبت فعلی ، چه احساسی خواهد داشت و باید علی‌رغم مشکلاتی که دارد با توجه به جنبه‌های مثبت ، با آنها کنار بیاید. نتیجه عملی این روش را بلافاصله می‌توان در فرد مشاهده نمود.

آیا مقوله روان‌شناسی شکر گزاری مختص افراد بیمار روحی است؟

در مواردی هم که حتی علائم بیماری بوجود نیامده است، لازم است فرد و جامعه را به جنبه‌های مثبت زندگی خود متوجه نمود و به آنها آموزش داد که شکرگزاری ، تنها نباید جنبه زبانی داشته باشد. بلکه باید سعی نمایند ضمن آنکه از این جنبه‌ها در راه‌های معقول و رشد بیشتر خود و جامعه استفاده می‌کنند، نسبت به رشد جامعه ، حداکثر کوشش را بنمایند. در غیر این صورت وعید خداوند و از بین رفتن این جنبه‌های مثبت تحقق خواهد یافت.
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 6:41  توسط علیرضا دادخواه تهرانی  | 

نقش مذهب و فلسفه زندگی دربهداشت رواني فرد

مقدمه

در بحث مذهب و بهداشت روانی ، منظور ما بررسی اثرات مذهب بر بهداشت روانی است. به عبارت ساده‌تر می‌خواهیم ببینیم که مذهب بر دو مفهوم بهداشت روانی ، یعنی بر سلامت و تکامل روانی و پیشگیری از بیماری های روانی چه تاثیری دارد؟ چنین بحثی در بعضی از جوامع بشری یکسره مسخره می‌نماید. زیرا مفهومی که آنها از مذهب دارند، جای هیچ گونه نقش مثبتی را باقی نمی‌گذارد و اصولا ممکن است چنین عنوانی را در یک کتاب علمی ، غیر قابل طرح تلقی نمایند. ولی یقینا برای عده‌ای از افراد و جوامع بشری ، چنین عنوانی قابل طرح است و حتی تنها راه بررسی انسان و جهان ، و روابط بین آنها می‌باشد.

آیا مذهب و آموزه‌های دینی می‌تواند در حوزه روان‌شناسی نظر دهد؟

این مساله به چند گره اساسی بستگی دارد. برداشت‌های متناقضی که در برخوردها و نوشته‌های افراد و جوامع مختلف جلب توجه می‌نماید، یقینا ناشی از تجربیات و برخوردهایی است که به صورت نظری و عملی با افراد ، موسسات و نوشته‌هایی که قیافه مذهبی دارند، بوجود آمده‌اند. اگر بپذیریم که انسان آگاهانه قصد ضرر زدن به خود را ندارد، چنانچه انسان ، خودآگاهی ناشی از فطرت سالم را حفظ نموده باشد و مذهب هم برای انسان مفید باشد، یقینا مورد پذیرش قرار می‌گیرد.


با برداشت فوق ، عدم پذیرش مذهب در جوامع بشری را می‌توان در یکی از دو علت زیر خلاصه نمود:


  • غیر منطقی بودن آموزش‌های مذهبی که به فرد و جامعه معرفی شده‌اند و یا برخوردهای غیر منطقی متولیان مذهب.

  • اصول مذهبی از منطق قوی برخوردار هست ولی فرد و جامعه ، به علت تضعیف فطرت ، بصیرت و آگاهی خویش را از دست داده‌اند و در نتیجه قادر به تشخیص نفع و ضرر خود نیستند. نکته‌ای که نهایت اهمیت را دارد، تعریف مذهب است.

گروه گرایی ، ارضای حس مذهبی

اریک فرام در کتاب روانکاوی و دین ، مطلبی را از کتاب دیگر خود ، انسان برای خویشتن نقل می‌نماید. او هرگونه گروه گرایی را به منظور اشباع حس مذهبی می‌داند و سرانجام راهنمایی بسیار موثری می‌نماید. خودآگاهی ، خرد و قوه تخیل ، آن هماهنگی را که خصیصه زندگی حیوانی است، بر هم زده‌اند.

پیدایی آنها ، انسان را به یک موجود غیر عادی تبدیل کرده است. او جزئی از طبیعت است، مشمول قوانین فیزیکی آن و عاجز از دگرگون ساختن آنهاست. در نتیجه آگاهی از خویشتن ، به ناتوانی و محدودیت وجود خویش پی برده و پایان کار خود ، یعنی مرگ را به تصور می‌آورد. او هرگز از دوگانگی هستی خود گریز نداشته و قادر به رهایی از فکر خود نمی‌باشد.

آیا اعتقادات معنوی واقعا یک نیاز انسانی است؟

زندگی انسان نمی‌تواند با تکرار نحوه زندگی همنوعانش بگذرد. او باید زندگی کند. او تنها حیوانی است که وجود و هستی آن مساله‌ای شده است که خود باید آن را حل کند. ناهماهنگی هستی انسان موجد نیازهایی است که این نیازها منجر به یک انگیزه قهری ، جهت اعاده وحدت و تعادل بین انسان و طبیعت می‌شود. او می‌کوشد این وحدت و تعادل را ابتدا در فکر خویش ، از طریق ساختن یک تصویر ذهنی کامل از جهان اعاده نماید.

اگر انسان ، شعوری غیر متجسم بود، مقصود و هدف او با یک نظام فکری جامع تحقق پیدا می‌کرد، اما از آنجا که کلیتی است دارای فکر و جسم ، مجبور است نه تنها در بخش فکری ، بلکه در فراگرد زندگی و در قسمت احساسات و اعمالش نیز در برابر این دوگانگی هستی ، واکنش نشان دهد. سرسپردگی به یک هدف یا فکر یا نیرویی برتر از انسان ، نظیر خداوند ، جلوه‌ای است از این نیاز انسان به کمال در فراگرد هستی او.

اریک فرام ، نیاز به یک نظام اعتقادی را جزء ذاتی انسان می‌داند و اضافه می‌نماید: از آن جا که نیاز به یک نظام جهت‌گیری اعتقادی ، جز هستی انسان است، می‌توان به وحدت و شدت این نیاز پی برد. به راستی هیچ منبع قدرتی قوی‌تر از آن در بشر وجود ندارد. نیاز به دین ، یعنی نیاز به یک الگوی جهت‌گیری و مرجعی برای اعتقاد و ایمان ، هیچکس را نمی‌توان فاقد این نیاز یافت.

آیا می‌توان به دین به عنوان نماینده نیازهای دینی انسان اعتماد کرد؟

نکته اساسی این مساله اینجاست که تا هنگامی که به جای تمیز بین انواع گوناگون ادیان و تجارب دینی ، دین را به مفهوم عام خود بکار می‌بریم، هیچ بحث روشنگرانه درباره این مساله امکان‌پذیر نخواهد بود. آنچه برای روان‌شناسی اهمیت دارد، این است که یک دین ، بیان کننده چه طرز فکر نوع خواهانه است و چه تاثیری بر روی انسان دارد؟ آیا این تاثیر به رشد و توسعه نیروهای او کمک می‌کند یا نه؟

نقش اسلام در سلامت جسمی و روحی فرد و جامعه

تغییرات عمیقی که مکتب اسلام در دهه‌های اخیر در ایران و در کل جهان بوجود آورده است، نشان می‌دهد که برداشت اریک فرام در این مورد درست است. یعنی اگر مذهب حق ، آن طور که هست و باید باشد به مردم القا شود، می‌تواند انقلابات عظیمی را در جهان به وجود آورد و مسیر حرکت را به نفع محرومان عوض کند و آرامش و امنیت اجتماعی را از طریق زدودن عوامل فساد ایجاد نماید. به عنوان مثال ، الکلیسم که اینک توسط سازمان بهداشت جهانی به عنوان خطر در حال رشد در جهان مطرح می‌گردد، در کشور ایران پس پیروزی انقلاب اسلامی به کلی از بین رفت و به خواست خدا سایر فسادهای اجتماعی نیز با برنامه‌ریزی براساس ضوابط اسلامی کنترل خواهند شد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 6:25  توسط ناهید سلیمانی  | 

خانواده‌ سالم ، فرزندان سالم

 
خانواده‌ سالم ، فرزندان سالم
 خانواده نخستين مدرسه اصلي تربيت و محيط رشد است. هيچ بنيادي وجود ندارد كه به اندازه خانواده در تربيت و سرنوشت كودك موثر باشد. محيط خانواده در تشكيل شخصيت انسان بسيار مؤثر است. سنت‌ها، الگوها و قوانين آن در كودك اثر دارد.
                       
 خانواده عامل انتقال فرهنگ، تمدن، آداب و سنت‌هاي ماست و اهميت آن هميشگي و موجب دوام و بقاي جامعه و فرهنگ است. خانواده كوچك‌ترين واحد است، ولي بسيار اهميت دارد زيرا اساس و پايه‌هاي جامعه‌هاي انساني را تشكيل مي‌دهد.
منبع : جام جم آنلاین

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 7:9  توسط علیرضا دادخواه تهرانی  | 

جدیدترین مقالات روان شناسی

 
  • دانش آموزان دچار نارسایی ذهنی در مدارس عادی
  • دروغگویی و علل آن در کودکان
  • دلبستگی
  • کودکستان و مهد کودک
  • کاربرد موسیقی درمانی برای کودکان استثنایی
  • فرزند خواندگی
  • علل ایجاد اوتیسم
  • تقلید از دیدگاه روانشناسی ژنتیک
  • شب ادراری در کودکان
  • تیک یا اختلال حرکات بدنی
  • زندگی زیگموند فروید
  • اصل تقویت مثبت
  • راههای جلوگیری از رفتارهای نامطلوب کودکان
  • اثرات جانبی تنبیه
  • آیا به راستی تنبیه موثر است؟
  • رابطه شناخت و افسردگی
  • هدف
  • نقش مذهب در سلامت روان
  • نقش فشار روحی بر مغز انسان
  • گره‌های درونمان را باز کنیم
  • کنترل خشم
  • عواطف کودکان و عوامل موثر بر آن
  • عقده حقارت
  • روشهای موثر انتقاد سازنده
  • چگونه می‌توان فکر کردن را به کودکان ‌آموخت؟
  • خودشناسی و تصمیم‌گیری موثر
  • چقدر در کنار فرزندتان هستید؟
  • جوانی و شکل‌گیری هویت
  • آیا شما هوش اجتماعی دارید؟
  • ویژگیهای رفتاری و روانی دانش آموزان در آموزش کلاسی
  • عوامل موثر در یادگیری
  • فنون ایجاد انگیزش در یادگیرندگان
  • گوش دادن فعال
  • محبت و تکریم
  • مشکل دیر به خواب رفتن در کودکان
  • نظریه یادگیری اکتشافی برونر
  • تاثیر ویژگیهای شخصیتی و علمی معلم بر تدریس
  • همسرداری
  • هوش و اندازه‌گیری آن
  • هیجان چیست؟
  • رشد خلاقیت در کودکان و جلوه‌های آن
  • بیماری نوروز چیست؟
  • روحیه همکاری در آموزش
  • رفتارهای ناسازگارانه
  • دلبستگی و تاثیر خانواده بر آن
  • خشم در کودکان
  • حسادت در کودکان
  • نظریه‌های مختلف در مورد بازی کودکان
  • آزمونهای هوش
  • کتابهای روانشناسی رفتار
  • واژگان روانشناسی رفتار
  • کتابهای روانشناسی مشاوره
  • واژگان روانشناسی مشاوره
  • واژگان روانشناسی پرورشی
  • واژگان روانشناسی اجتماعی
  • کتابهای روانشناسی پرورشی
  • ادراک و خطای ادراک
  • با کودک چگونه از مرگ صحبت کنیم؟
  • تقسیم بندی شخصیت از دیدگاه فروید
  • توجه به تفاوت‌های فردی در آموزش کلاسی
  • تیپهای شخصیتی
  • تاثیر عوامل درونی بر ادراک
  • زمینه‌های بروز انحرافات اجتماعی زنان در جامعه
  • تاثیر ویژگیهای دانش آموزان ، برنامه و فضای آموزشی در فرایند تدریس
  • تاثیر استفاده از تکنولوژی آموزشی در امر یادگیری و آموزش
  • بازنشستگی و فراغت
  • بیش فعالی چیست؟
  • بزهکاری در نوجوانان
  • ارتباط در فرایند تدریس
  • ارزشیابی و علل ترس دانش آموزان از آن
  • الگوی تدریس
  • کتابهای روانشناسی اسلامی
  • کتابهای روانشناسی اجتماعی
  • اختلالات تغذیه
  • اوتیسم
  • اختلال سلوک
  • مشکلات خواب در کودکان
  • والدین موفق چگونه هستند؟
  • نحوه برخورد با کابوس کودکان
  • روانشناسی تمهای موسیقی
  • وجدان کاری
  • آسیب شناسی ستیزه جویی
  • اصول رشد در مکتب اسلام
  • آزمون استعداد تشخیصی
  • آثار رسانه‌های گروهی بر انحرافات اجتماعی
  • کتابهای روان شناسی کودک
  • واژگان روان شناسی کودک
  • نقش مذهب و فلسفه زندگی در بهداشت روانی
  • مشکلات روانی صرع
  • فلج عصب صورتی یا فلج بل
  • فکر می‌کنید چقدر ظرفیت دارید؟
  • عوامل موثر در تقویت وجدان کاری
  • چگونه با نوجوانان صحبت کنیم؟
  • چگونه بی‌انگیزه بودن کارکنان را متوقف کنیم؟
  • تمرکز فکر از نظر تعالیم اسلامی
  • بهداشت روانی و شکر کردن نعمتها
  • برنامه ریزی زندگی سالم
  • بدبینی بیماری مهلک سلامت خانواده
  • کتابهای روانشناسی تربیتی
  • اصل پاداش و مجازات از دیدگاه روانشناسی رشد
  • اراده خدا و اختیار انسان از دیدگاه روانشناسی
  • ادیان الهی به عنوان یک مکتب روانشناسی
  • آیا می‌شود شادی را اندازه گرفت؟
  • آموزش تلقینی از طریق موسیقی
  • هیجان در زندگی
  • آیا فرد شادی هستید؟
  • راههای مقابله با مشکلات زندگی
  • کودکانی که غذا نمی‌خورند
  • کلیدهای طلایی برای کنکور
  • کاردرمانی
  • قواعد دوست داشتن
  • فراروانشناسی
  • عوامل و موانع رشد خلاقیت
  • عوامل موثر در انتخاب شغل
  • چگونه به حرف درآمدن کودک کمک کنیم؟
  • چگونه ارتباط برقرار کنیم؟
  • چگونه خلاق باشیم
  • رویا و نظریه‌های مختلف در مورد آن
  • طبقه بندی اهداف آموزش
  • ظهور هوش هیجانی
  • من کمرو نیستم
  • نظریه روانکاوی شخصیت
  • نقش مدرسه در تکوین شخصیت
  • وابستگی و استقلال سالم و ناسالم
  • هوش عاطفی
  • نگهداری ذهنی
  • خودمیان‌بینی
  • واژگان روانشناسی تربیتی
  • واژگان اختلالات روانی
  • کتابهای اختلالات روانی
  • ترس از مدرسه
  • تعبیر خواب از دیدگاه روانشناسی
  • تاریخچه تشکیل خانواده
  • چرخه یادگیری
  • بحران خودکشی
  • روشهای مقابله با مخالفت کردن‌های کودکان
  • آیا فرد خوش بینی هستید؟
  • اشتباهات زندگی
  • فرار از منزل
  • پرورش اخلاق در فرزندان
  • آموزش نظم در 60 ثانیه
  • کتابهای روانشناسی رشد
  • واژگان روانشناسی رشد
  • اختلال دلهره
  • ترک عادت سیگار
  • چگونه ابراز وجود کنیم؟
  • تقویت خداباوری در کودکان
  • با کودک بدرفتار چه کنیم؟
  • اختلال خوابگردی
  • نقش مدارس در مشاوره شغلی
  • روانکاوی
  • با ترس کودکان چه کنیم؟
  • با بدغذایی کودکان چه کنیم؟
  • اختلال وسواس فکری
  • آزمون خود شناسی
  • احساس شادکامی و خوشبختی
  • ارزیابی عملکرد و یادگیری دانش آموزان
  • استقلال طلبی در نوجوانان
  • بهداشت روانی مدرسه
  • انجام تکالیف فرزندان و مشکلات والدین
  • تعارض و بهداشت روانی
  • بازی در کودکان
  • تفاوتهای فردی
  • رفتارگرایی واتسون
  • نقش بهداشت روانی در ثبات خانواده
  • رمز گردانی در حافظه کوتاه مدت و حافظه دراز مدت
  • روانشناسی بالینی
  • روانشناسی خرافات
  • روشهای افزایش رفتار مطلوب در دانش آموزان
  • نظریه فروید در مورد انگیزش
  • تقویت عزت نفس در کودکان
  • زمینه‌های ترس در کودکان
  • روشهای تحقیق در روان شناسی اج
  • + نوشته شده در  سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 6:41  توسط علیرضا دادخواه تهرانی  | 

    انجمن اوليا و مربيان / فكرهاي بزرگ، نتايج كوچك

    هر سال از ‪ ۲۴‬تا‪ ۳۰‬مهر ماه به عنوان هفته اوليا و مربيان در سراسر كشور شاهد برگزاري گردهمايي خانواده‌ها با مسوولان مدارس هستيم كه طي اين نشست‌ها تلاش مي‌شود مشاركت والدين براي اداره امور مدرسه در قالب اعضاي انتخابي يك انجمن جلب شود.

    همواره حد فاصل انديشه يك كار تا انجام آن و نتايج حاصل از آن نسبت به انتظارات اوليه در دنياي واقعي، كوتاه نيست و گاهي فكرهاي بزرگ، نتايج هم سنگ خود به بار نمي‌آورند.

    انجمن اوليا و مربيان كه امروز آخرين روز از هفته آن سپري مي‌شود، يكي از آن انديشه‌هاي بلند است كه در صورت تحقق نماد كامل آن، يعني مشاركت والدين در اداره امور مدرسه مي‌توانست آثار بزرگ بر جامعه داشته باشد چيزي كه امروز شاهد آن نيستيم.

    فاصله‌ي بين يك ايده تا اجراي آن را عوامل متغير و متعددي پر كرده است كه هر يك مي‌تواند سبب كندي حركت، انحراف و يا حتي توقف كار شود.

    به اعتقاد مدير مدرسه رستگاران در سنندج، انجمن‌هاي اوليا و مربيان به منظور مشاركت اولياي دانش آموزان براي كمك به ارتقاي فعاليت‌هاي آموزش و پرورش و گسترش ارتباط دو كانون مقدس خانه و مدرسه تشكيل شده‌اند.

    رحيم شيرخاني وظايفي مانند برنامه‌ريزي و تصميم‌گيري براي تشكيل جلسات آموزشي خانواده،اتخاذ تصميم براي اياب و ذهاب دانش آموزان، تامين مشاركت فكري،فرهنگي و آموزشي اوليا و تقويت هماهنگي و همسويي تربيت و آموزش خانه و مدرسه را براي اين انجمن نام مي‌برد.

    همكاري و مشاركت با شوراي دبيران در برگزاري كلاس‌هاي فوق برنامه،همكاري و مشاركت با مدير در اجراي فعاليت‌هاي پرورشي و برگزاري اردوهاي دانش‌آموزي و جلب مشاركت اوليا براي كمك و نظارت بر نحوه هزينه وجوه حاصل از كمك‌هاي مردمي و سرانه دانش‌آموزان از ديگر وظايفي بود كه شيرخاني براي انجمن‌هاي اوليا و مربيان برشمرد.

    وي موفقيت يا عدم موفقيت انجمن‌ها را به عواملي از قبيل كارآمدي مديريت آموزشگاه،استفاده بهينه از فرصت‌ها و ظرفيت‌ها و توانمندي‌هاي افرداي كه به عنوان اعضاي انجمن از سوي والدين انتخاب مي‌شوند مرتبط خواند.

    وي گفت:هر سال، ميليون‌ها دقيقه براي برگزاري انتخابات انجمن در سال تحصيلي جديد صرف مي‌شود كه اگر از آن خوب استفاده شود، موجب پيشرفت علمي و فرهنگي جامعه خواهد شد و اگر تنها به صورت اقدامات اكتفا شود و به ظاهر پر كردن فرم‌هاي انجمن بسنده شود، به طور قطع نتيجه مطلوب از اين همه تلاش حاصل نخواهد شد.

    البته برخي كارشناسان معتقد هستند خلاء‌هاي فرهنگي، نبود زيرساخت‌هاي قانوني و حقوقي متناسب با اجراي كامل وظايف و آماده نبودن ساختار سازماني آموزش و پرورش براي پذيرش كامل تحولات ناشي از اجراي دقيق طرح انجمن اوليا و مربيان سبب شده كه آثار اين ايده متناسب با اصل ايده نباشد.

    مادري كه خود چهار سال پي در پي با نظر والدين دانش آموزان به‌عنوان عضو انجمن اوليا و مربيان مدارس فرزندانش انتخاب شده است به خبرنگار ايرنا گفت: اعضاي انجمن‌ها كمك‌هاي زيادي را براي انجام امور اجرايي مدارس ارايه مي‌كنند.

    گيسو شيرزاد وقتي از ماحصل فعاليتهاي چند ساله‌اش در انجمن سخن مي‌گويد، اين حقيقت روشن مي‌شود كه عمده تعامل اعضاي انجمن در مورد تعيين ميزان و شيوه جمع‌آوري كمك‌هاي مردمي براي بهسازي فضا و لوازم مدارس و امضاء مجوز براي اقدام مديران خلاصه مي‌شود.

    البته مديره مدرسه آموزگار سنندج اگر چه محدود شدن دامنه اثربخشي انجمن را تاييد مي‌كند اما معتقد است اين كاستي برآمده از يك خواست سازماني نيست بلكه مشكل در ناهمگوني ساختاري است.

    گلاله عزيزي انجمن اوليا و مربيان را پل ارتباطي خانه و مدرسه و حاضرين در دو سوي اين پل را علاقه‌مند به تعامل موثرتر مي‌داند اما بر اين باور است كه زيرساخت‌هاي لازم براي تحقق اين خواسته شكل نگرفته است.

    وي گفت: از يك سو فرهنگ ضرورت مشاركت جامع خانوادهها در اداره مدرسه فرزندان بين اوليا دروني نشده و از سوي ديگر ساختار تصميم‌گيري و اجرا در نظام مديريتي مدرسه مناسب با اين مشاركت متحول نشده است.

    وي تاكيد دارد كه ابعاد مثبت زيادي براي انجمن‌هاي اوليا و مربيان قابل شمارش است كه استفاده از تخصص‌هاي خانوادهها براي رفع نيازهاي آموزشي، تربيتي و عمراني مدارس بخشي از آن است.

    ليكن او كه ‪ ۱۱‬سال سابقه مديريت آموزشگاه را در پرونده دارد بخش زيادي از فعاليت‌ها در قالب انجمن‌ها را صوري مي‌داند و معتقد است مديران از يك سو موظف به اجراي دستورالعمل‌ها و آيين‌نامه‌هاي سازماني هستند و از سوي ديگر تطبيق آرمان‌هاي والدين با اين قوانين را بايد سامان دهند.

    وي گفت: اين تناقض‌ها و گاهي تضادها سبب شده كه برخي مديران، تنها از اعضاي انجمن به عنوان مهر امضا براي انجام تصميمات خود استفاده كنند.

    به اعتقاد عثمان نقشبندي كارشناس علوم تربيتي فاصله بين ايده تا اجرا را بايد با فعاليت‌هاي فرهنگي و تربيتي پر كرد تا هنگام اجراي يك طرح ملي و فراگير عوامل انساني درگير با آن نسبت به اهداف، ماهيت و فرآيند اجرايي آن طرح توجيه شود تا رفتارها و انگيزه‌هاي افراد با اهداف طرح هم سو شود.

    به گفته وي عدم توجه به همين پيش نياز فرهنگي ساده سبب ناكارآمدي بسياري از طرح‌هاي بزرگ شده است كه شايد انجمن‌هاي اوليا و مربيان نيز يكي از آنها باشد. ك/‪۴‬

    به نقل از خبرگزاری جمهوری اسلامی

    + نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 8:7  توسط علیرضا دادخواه تهرانی  | 

    نقش خانواده در بهداشت روانی فرد ( قسمت دوم )

    وضعيت اقتصادي

     شغل والدين به خصوص پدر و ميزان درآمد آنها تاثير به سزايي در زندگي رفاهي كودكان دارد البته همه كودكان متعلق به خانواده هاي غير مرفه ، كودكان دشوار ( ناسازگار ) نيستند ، ولي شرايط و موقعيت غير مرفه ، فقر اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي ، بدون ترديد براي سازگاري مطلوب فرد ، در زمينه هاي نامساعد و شرايطي نامطلوب تلقي مي شود. در عوامل اقتصادي عواملي كه زمينه ساز انحراف هستند به قرار زير است :

    1 – عامل فقر : افرادي كه در خانواده هاي فقير رشد مي كنند ، چنانچه از عزت نفس و غناي آن برخوردار نباشند و يا در خانه شان محبت و انس كافي براي پوشش دارد. فقر نباشد ، ممكن است زمينه براي لغزش ها فراهم گردد . رسول خدا (ص) فرمود. فقر ممكن است آدمي را به كفر بكشاند . والدين در محيط خانه از فقر دم نزنند ، در حين صرف غذا از ناداري خود اظهار ناراحتي نكنند ، سعي كنند سفرة خالي خود را با محبت زينت بخشند ، و محيط خانه را براي فرزندان گرم و صميمي سازند آنچنان كه دلبستگي به خانواده و اعضاء نارسايي ها را جبران كند.

    2 – عامل غناي افراطي : آري فقر يك بلا و مصيبت است ، ولي معلوم نيست رفاه و غناي افراطي يك نعمت باشد . چه بسيارند لغزش ها و انحرافاتي كه زاييدة غناي افراطي و بي مرزي در مصرف است . آري غنا خوبست ، به شرطي كه مايه حفظ آبرو و هدايت و تحت ضابطه و كنترلي در مصرف باشد و مارا كفايت كند. بناي زندگي را از آغاز بايد بر اساس اين ضرب المثل قرار داد كه : « در خانه ي ماگردو زياد است ، ولي همة آنها شمرده شده و داراي حساب و كتاب مي باشد. « كودك بايد در محيط غنا زندگي كند و لي حق اسراف و تبذير وبي بند و باري در استفاده از مواهب را ندارد. عدم رعايت اين ضوابط ، پر كردن جيب كودكان از پول و تهيه وسايل و ابزار دلخواه و مورد هوسي آنان ، به هر گونه و صورت خطاي تربيتي بزرگي است .

    3 – صنعت و فن آوري : سينما ، ويدئو ، تلويزيون ابزار خوبي براي رشد و توسعه فكر و فرهنگند ، ولي اگر جهت دار و هدايت شده نباشند ، صدمه آفرين اند . پس به همراه هر صنعتي بايد فرهنگ و ادب آن را هم آموخت .

    4 – عامل اشتغال والدين : غرض ماكارو اشتغال والدين و اثر ناشي از غيبت پدر و مادر در ارتباط با فرزند است . در صورت امكان بر نامة كار والدين بايد بگونه اي تنظيم شود كه همه گاه يكي از آنها در خانه باشد.

    كثرت اشتغال ، خستگي ناشي از كار ، مخصوصاً براي مادران ، نداشتن صبر و حوصله و فرصت كافي براي والدين در ايجاد ارتباط و انس با فرزندان ، خود زمينه ساز جدايي هاست و در آنصورت فرزندان ما به ديگران پناه مي برند ، و معلوم نيست عاقبت چنان پناهندگي بويژه پناهندگي فكري و فرهنگي براي نسل ها ارزان تمام شود. اشتغال يك ضرورت است ، ولي پس از فراغت از كار ، فوراً بايد به خانه برگشت و در عين خستگي با تمام وجود خود را در اختيار فرزندان قرار داد.

    5 – مشي اقتصادي خانواده : چشم و دل بچه ها را بايد سير داشت ، چه افتخاري براي ان كس كه موجودي او در خانه و بانك رقم قابل اعتنايي است. ولي فرزند وي چشم به دست ديگران دارد و يا آرزو مي كند مهماني و ضيافتي پيش آيد و او را سيري حاصل شود ؟!

    مشي اقتصادي خانواده را در حد متوسط جامعه نگهداريد و در آنجا كه كسر آوريد از موجودي هاي خود استفاده كنيد و ترس نداشته باشيد كه اگر تمام شد چه بايد كرد ؟ چرا كه پروردگار ما روزي رسان نيرومند است . خداي هر روز درشاني است كل يوم هوفي شأن .

    6 – بي حسابي در زندگي : مربوط به اداره نظام خانواده در بعد اقتصادي است . نبايد در خانه قفل و صندوق به راه بيندازيم ولي اين شيوه هم خطاست كه در خانه حساب پول و مال خود را نداشته باشيم و يا از موجودي جيب خود بي اطلاع بمانيم . آري فرزندان ما دزد نيستند ولي در معرض ، وسوسه ها قرار دارند ، واي بسا كه خط وسوسه را ديگران در ذهن آنها افكنده باشند ، در آنصورت امكان سقوط و انحراف وجود خواهد داشت.  

     


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 7:59  توسط علیرضا دادخواه تهرانی  | 

    نقش خانواده دربهداشت رواني فرد (قسمت اول )

    مقدمه

    يكي از هدفهاي مهم تعليم و تربيت عصر ما پرورش شخصيت كلي و همه جانبه ي افراد است . علماي تعليم و تربيت معتقدند كه نبايد تنها به تكامل و پرورش هوش توجه كرد ، بلكه آنچه مورد نظر است ، رشد و پرورش شخصيتي است مطلوب و متعادل ،كه از مهمترين ويژگيهاي آن ، به ترتيب ميتوان سازش بهتر با محيط ، اتكاي به نفس ، تلقي مثبت نسبت به امور مختلف و سرانجام كفايت رواني را نام برد.

    هنگام بحث در زمينه مسائل موجود و سازش انسانها با محيط ، بهداشت رواني حائز اهميت خاصي است . به بيان ديگر شخصيت هاي نامتعادل و ناسازگاريهاي محيطي از طريق نامناسب بودن بهداشت رواني قابل توجيه هستند. همچنين بهترين نوع شخصيت و سازش با محيط ، بر پايه بهره گيري و استفادة مثبت و صحيح از اصول بهداشت رواني شكل مي گيرد. در جهان امروز بهداشت رواني از اهميت خاصي برخوردار است ، زيرا ما در دنيايي زندگي مي كنيم كه به موازات تكنولوژيكي ، صنعتي ، اقتصادي و اجتماعي ، نابسامانيهاي رواني روزبروز در حال افزايش اند. تا آنجا كه بر پايه ي آمارهاي منتشره حدود نيمي از تختهاي بيمارستانهاي آمريكا و اروپا به بيماران رواني اختصاص دارد. اين آمار مربوط به كساني است كه به بيمارستانهاي رواني مراجعه مي كنند. در مقابل بيماران بسياري نيز هستند كه به علل گوناگون موفق نمي شوند به چنين مراكزي مراجعه نمايند ولي از ناراحتي هاي رواني و نابساماني هاي روحي به شدت رنج مي برند و از همين جاست كه ميتوان به اهميت بهداشت رواني پي برد.

    هدف واقعي و مهم بهداشت رواني آنست كه بتواند براي هر فردي شادترين و ثمر بخش ترين شيوة زندگي را بيابد به همين سبب توسعه شرايط زندگي مناسب و آموزش دادن صحيح به مردم در اين زمينه بهترين روش پيشگيري از بروز اختلالات رواني است و در نهايت ، پيشگيري از بيماري بسيار بهتر و مطلوب تر از درمان آن است .

    انسان به عنوان يك موجود نيازمند و رشد يابنده در دوران مختلف عمر به كمك و تجربه ديگران براي ادامه حيات احتياج دارد . اگر در مسير جريان تربيت فرزند والدين نامتعادل و نامتناسب رفتار نمايند و بار عاطفي ابراز شده به كودكان بار منفي باشد ، در كودك منجر به پيدايش رفتارهاي نابهنجار مي شود . از طرفي هدايت و راهنمائي هاي به موقع و به جا والدين به فرزندان كمك مي كند كه تعادل جويي عاطفي را در خانواده در حد نياز تامين كرده و از انحرافات احتمالي جلوگيري نمايد در اين مقاله بر آينم تا نقش خانواده را در بهداشت رواني فرد به اجمال بررسي كنيم .


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 14:54  توسط ناهید سلیمانی  | 

    اهداف و وظايف انجمن اوليا ومربيان واحدهاي آموزشي

    مدرسه مهم ترين نهاد اجتماعي ، تربيتي وآموزشي ، و اصلي ترين ركن تعليم وتربيت است كه به منظور تربيت صحيح دانش آموزان درابعاد ديني ، اخلافي ، علمي ، آموزشي ، اجتماعي و كشف استعدادها وهدايت و رشد متوازن روحي و معنوي و جسماني آنان برابر ضوابط وزارت آموزش وپرورش تأسيس و اداره مي شود. اين نهاد با همكاري كليه ي كاركنان و با مشاركت دانش آموزان و اولياي آنان زير نظر مدير مدرسه اداره مي شود. 

    اركان مدرسه

    1-  مدير مدرسه

    2-   شوراي مدرسه

    3-   انجمن اوليا ومربيان

    4-   شوراي معلمان

    5-  شوراي دانش آموزان

     

     انجمن اوليا ومربيان

    انجمن اوليا ومربيان هر مدرسه هيأت منتخبي است از اولياي دانش آموزان و مربيان همان مدرسه كه با تفاهم و صميميت م به منظور تقويت همكاري و مشاركت اولياي دانش آموزان جهت كمك به ارتقاي كيفيت فعاليت هاي آموزش وپرورش و گسترش ارتباط خانه ومدرسه ، برطبق مقررات و ضوابط وزارت آموزش وپرورش انجام وظيفه مي نمايد.

     الف – ترکيب اعضا :

    1-  مدير مدرسه

    2-   يكي از معاونين و انتخاب مدير

    3-  نماينده ي شوراي معلمان

     4-   معاون پرورشي يا يكي ازمربيان امور تربيتي ، و در صورت نبود مربي ، يكي از معلمان آگاه به مسائل تربيتي به انتخاب مدير

    5-   برگزيدگان اولياي دانش آموزان

     تبصره ي1:تعداد اولياي دانش آمو زان و نحوي انتخاب آنان جهت عضويت درانجمن و چگونگي وزمان تشكيل جلسات برابرماده ي

    19 آيين نامه ي انجمن مركزي اوليا ومربيان خواهد بود. ( دربند 20 شرح وظايف ، به آن اشاره شده است .)

    تبصره ي 2 : درصورت لزوم ، مدير مدرسه مي تواند ازنماينده ي شوراي دانش آموزان و برحسب موارد از افراد ذي ربط و صاحب نظر براي شركت درجلسات انجمن دعوت كند.


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 14:27  توسط علیرضا دادخواه تهرانی  | 

    خانواده‌ها مطمئن باشند كه انجمن اوليا و مربيان مساوي پول نيست!

    به گزارش خبرگزاري فارس، 24 مهرماه هر سال روز پيوند اوليا و مربيان نامگذاري شده است. ابوالفضل خادميان رئيس سازمان مركزي انجمن اوليا و مربيان به پرسشهاي خبرنگار اجتماعي فارس در اين باره پاسخ داده است.

    * آقاي خادميان انجمن اوليا و مربيان چه زماني متولد شده است؟

    انجمن اوليا و مربيان در سال 1326 در مدرسه متولد شد. در آن زمان تشكيلاتي به نام اداره كل، شهرستان و ستاد نبود اما امروز تشكيلاتي به اين وسعت، شهرستان و منطقه وجود دارد و سال آينده شصتمين سال خود را جشن مي‌گيرد كه برنامه‌‌هايي به اين مناسبت خواهيم داشت.

    * چرا تاكنون انجمن اوليا و مربيان ظهور نداشته است؟

    اينكه انجمن اوليا و مربيان ممكن است حضور داشته باشد اما ظهور نداشته است يك حرف حقي است. اگر بخواهيم مستنداتي از اين 60 سال به شما ارائه كنيم، نداريم. 33 سال از اين 60 سال به قبل از انقلاب باز مي‌گردد و 27 سال به بعد از انقلاب بر مي‌گردد. در خصوص پيشينه قبلي خيلي اطلاعات ندارم اما در مورد آن چيزي كه به بعد از انقلاب بر مي‌گردد، بايد گفت اساسنامه اول انجمن اوليا و مربيان را شهيد رجايي امضا كرده است كه جزو افتخارات انجمن اوليا و مربيان است. افراد زيادي در انجمن اوليا و مربيان كار كردند و رفتند كه هم اكنون در جاهاي مختلف زيادي تأثير گذار هستند. بيشتر اين افراد هم‌اكنون در دانشگاه‌ها تأثيرگذار هستند.


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 14:20  توسط علیرضا دادخواه تهرانی  | 

    بهداشت روانی (مسئولیت پذیری و مسئولیت گریزی )

    الف ) مسئولیت پذیری

    يكي از ارزشمند ترين آموزشهائي كه والدين مي توانند به كودكان خود بدهند ، آموزش مسئوليت پذيري است. چنين آموزشي كودكان را قادر مي سازد تا از خويشتن خود مراقبت كنند و كنترل دورني خود را افزايش دهند. چاره بسياري از امور را ، نه در رفتار ديگران ، بلكه در نوع نگاهي كه به موضوعات دارند ، جستجو كنند و در آينده بعنوان بزرگسالاني مسئول ، از بعهده گرفتن وظايف خود احساس رضايت نمايند. در اينصورت كودكان مي توانند بعنوان افرادي مسئوليت پذير به ارزشهاي شخصي خود بينديشند و مسائل زندگي را با در نظرگرفتن هدفهاي خويش و نيازهاي ديگران حل نمايند .

    آنچه مشخص است افراد مسئوليت پذير داراي هدف بوده و در زندگي برنامه ريزي مناسبي دارند ، آنها در تصميم گيري مناسب ، مؤثرند و روابط بين فردي و انساني مثبتي دارند . افراد مسئوليت پذير نسبت به فضاي اطراف خود حساسند بدين معني كه از تفكري عاقلانه برخوردار بوده و نسبت به پديده ها با تامل بيشتري مواجه مي شوند .

    والديني كه بدين امر آگاهي دارند و سعي مي كنند فرزندانشان از مسئوليت پذيري برخوردار باشند يقينا" ارتباط مناسبي با يكديگر و اعضاي خانواده خواهند داشت كه اين امر سبب احساس ايمني در كودكان شده و اين خود يكي از ويژگيهاي افراد مسئوليت پذير است همچنين در اين شرايط آنها از آسايش خاطر برخوردار بوده ، ضمن كسب عزت نفس بالا به ارزشها پايبند ند . همچنين براي نيازهاي ديگران نيز ارزش قائل مي شوند . افراد مسئوليت پذير اشتباهات خود را به گردن مي گيرند . و نيازي براي توسل جستن به دروغ پيدا نمي كنند . در اين شرايط است كه نيازي به تمجيد ديگران ندارند و با وظيفه شناسي و انجام كارها در زمان معين در تصميم خود براي موفقيت مصممم خواهند بود . از ديگر محاسن افراد مسئوليت پذير وقت شناسي آنهاست كه اين ويژگي باعث مي شود تا منظم باشند . همچنين به زمان حال و اكنون توجه داشته و شوق زيستن در آنها نمود بيشتري دارد . آنها افرادي متعهدند ،گشاده رو و پاسخگوي رفتار خود هستند . از اشتباه خود درس مي گيرند و با جبران اشتباه ، تاسف و پشيماني خود را نشان مي دهند ، از هر شكست براي موفقيت بعدي استفاده مي كنند و در برابر مشكلات به بررسي دقيق جوانب مي پردازند و هميشه گامهاي متعالي بر مي دارند . به افراد برتر احترام مي گذارند و دليلي براي احساس حقارت پيدا نمي كنند ، مستقل بوده و پس از بيان نكته اصلي مورد نظرشان ، لب از سخن فرو مي بندند و در جمع غالبا" گوش ميد هند . و بعنوان شنونده اي فعال از اين طريق به ديگران احترام مي گذارند . از ويژگيهاي ديگر اين افراد انعطاف پذيري آنهاست ، بسيار صبورند و اعتماد بنفس بالايي دارند . براي اين افراد غالبا" كار شادي بخش است و درنهايت اينكه افراد مسئوليت پذير ضمن اينكه با انگيزه هستند افرادي راضي و كم توقعند . با اين اوصاف و اهميتي كه پرورش كودكان براي مسئوليت پذيري دارد برماست تا در اين جهت اقدام نموده و از همه فرصت ها استفاده نماييم . اين موضوع از نظر روانشناختي نيز داراي اهميت ويژه اي است . و در سلامت روان و پيشگيري از اختلالات رواني ، نقش بسزايي دارد . در اينجا براي آنكه اين موضوع روشن تر شود ، نكاتي در باره افراد مسئوليت گريز بيان ميگردد . با مقايسه اين دو گروه در مي يابيم كه چگونه عدم توجه در اين مورد افراد را دچار اختلالات روان شناختي از جمله رايج ترين آنها افسردگي و اضطراب مي سازد.

    ب ) مسئولیت گریزی

    افراد مسئوليت گريز :

    بي هدفند ، قادر به تصميم گيري نيستند و روابط انساني ناسالم دارند . فقط نسبت به احساسات خود حساسند . احساس امنيت ندارند و پريشان خاطرند . عزت نفس پاييني دارند و به ارزشها بي توجهند . به نيازهاي ديگران نيز توجهي ندارند . همواره ديگران را مقصر مي شمرند . توقع تاييد و تمجيد دارند و اهمال كارند . آنها به وظيفه خود عمل نمي كنند. بي اراده اند و براي وقت خود و ديگران ارزشي قائل نيستند . نامرتب بوده و آنقدر به صحبت ادامه مي دهند كه گاه نكته اصلي را فراموش مي كنند . همواره در افسوس گذشته و حسرت آينده هستند . چون در خلوت خويش خود را حقير مي دانند ، قادر به خنديدن نيستند . به وعده هاي خود عمل نمي كنند و معمولا علاقه به زندگي ندارند .

    افراد مسئوليت گريز دليل تراشي بيهوده دارند . به وعده هاي خود عمل نمي كنند . از ترس اشتباه ، اقدام به انجام كاري نمي كنند . گاه با سرعت و گاه كند حركت مي كنند . از افراد برتر از خود خشم و نفرت دارند . بسيار وابسته هستند . آنها فقط منتظر نوبت خود براي حرف زدن هستند البته اگر نوبت را رعايت كنند . از پذيرش برخوردار نبوده و بارها مي گويند متاسفم ، اما در آينده اشتباه خود را تكرار مي كنند . در هر شكست خود را مي بازند و همه چيز را تمام شده مي بينند . از كنار مشكل گذشته و آنرا بدون اينكه حل كنند رها ميكنند ، از اينرو كارهاي ناتمام زيادي آنها را احاطه كرده است . اين افراد سطح تحمل پاييني دارند و سرخورده هستند ، بسيار پرتوقع بوده و انجام كارها برايشان كسالت آور است . در يك كلام براي انجام كارها انگيزه ندارند .

    لازم بذكر است كودكان و نوجواناني كه از اين آموزش بي بهره اند غالبا"به بزرگسالاني مسئوليت گريز كه ويژگيهاي آنها در فوق ذكر گرديد تبديل خواهند شد و بدينصورت در زندگي بتدريج دوستانشان را از دست ميدهند . كارهايشان را با تاخير انجام داده و در نتيجه به شخصيت شغلي و اجتماعي خود آسيب مي زنند .

    با مقايسه ويژگيها و خصوصيات افراد مسئوليت پذير و مسئوليت گريز ، گامي در جهت هرچه شكوفاتر نمودن حس مسئوليت در نسل آينده ساز كشورمان برداريم و از بروز اختلالات زيادي پيشگيري نماييم .

     

    + نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 13:6  توسط ناهید سلیمانی  | 

    هفته پیوند اولیا و مربیان

    ۲۴ لغایت ۳۰ مهر ماه هفته پیوند اولیا و مربیان گرامی باد

    هماهنگی و هم‏سویی اولیا و مربیان

    مهم‏ترین عامل در تربیت و رشد فکری و اخلاقی کودکان و نوجوانان، هماهنگی و هم‏سویی نظری و علمی میان مربیان و خانواده‏هاست.

    کودک در دنیای خانواده، از طریق رفتارها و موضع‏گیری‏های پدر و مادر، با دنیای بیرون آشنا می‏شود و همین رفتارها، شخصیت و ویژگی‏های اخلاقی و رفتاری او را شکل می‏دهد. او در هنگام ورود به محیط آموزشی، با مربیان تازه‏ای روبه‏رو می‏شود که به‏طور مستقیمْ در الگوی رفتار او تأثیر می‏گذارند. در نتیجه، هریک از دو کانون خانه و مدرسه، به تنهایی امکان عمل موفقیت‏آمیز نخواهد داشت؛ از این رو، وجود مرکزی مثل انجمن اولیاء و مربیان، برای یک‏سان‏سازی مسائل آموزشی و تربیتی کودکان ضروری است.

    اهمیت ارتباط و تبادل نظر اولیا و مربیان

    ممکن است رفتار و شیوه‏های تربیتی مربیان، با رفتار و روش‏های تربیتیِ اولیا در خانواده متفاوتْ یا احیانا متضاد باشد که در این صورت، تأثیرهای ویرانگری بر شخصیت کودک و نوجوان دارد؛ از این رو، یکی از اصول مسلّمِ تربیتی، ارتباط و تبادل نظر میان اولیا و مربیان است.در سیستم آموزشی و پرورشی ما، این ارتباط از طریق انجمن اولیا و مربیان صورت می‏گیرد. در واقع این انجمن، شیوه‏های گوناگون ارتباط و هماهنگی و همکاری اولیا را با مربیان مدارس، مشخص و معیّن می‏کند.

    انجمن اولیا و مربیان

    انجمن اولیا و مربیان، هیأت مُنتخبی از پدران و مادران دانش‏آموزان، به همراه مربیان مدرسه است که با هدف تلاش و همکاری در راه پیشبرد امور آموزش و پرورش دانش‏آموزان تشکیل می‏شود. این هیأت، پیشنهادات و طرح‏های مفیدی را به مدیر و دیگر مسئولان مدرسه ارائه می‏دهد و در اداره بهتر امور، یاور صمیمی مدرسه به شمار می‏آید. در نظام آموزشی ما، برای فعالیت انجمن‏های اولیا و مربیان، آیین‏نامه ویژه‏ای تدوین و در آنْ اهداف و وظایف انجمن توضیح داده شده است.

    اهداف انجمن اولیا و مربیان

    به طور کلی می‏توان اهداف عمده انجمن اولیا و مربیان را در موارد زیر خلاصه کرد:

    آگاه کردن اولیا به مسائل دینی، تربیتی، اخلاقی و مشاوره با آنان در هماهنگ کردن روش‏های تربیتی و آموزشی در محیط خانه و مدرسه؛ ایجاد و تحکیم پیوندهای عاطفی، اخلاقی و انسانی بین اولیای دانش‏آموزان و مربیان مدرسه؛ بهره‏مندی هرچه بیش‏تر از امکانات اولیا برای تهیه، تدارک و تکمیل امکانات آموزشی، پرورشی و بهداشتی مدرسه؛ و پیشرفت دانش‏آموزان در مسائل تربیتی و تحصیلی و برطرف کردن نقص‏های موجود در این زمینه.

    بالا رفتن سطح آموزش و تربیت

    یکی از راه‏های بسیار مؤثر در بالا بردن سطح آموزش و تربیت دانش‏آموزان، این است که معلمان و مربیانْ پی‏درپی از رفتار دانش‏آموزان در خارج از مدرسه، و نیز والدین از چگونگی پیشرفت تحصیلی واخلاقی دانش‏آموزان در مدرسه مطلع شوند. همین آگاهی و پی‏گیری از پیشرفت، افت تحصیلی و نیز مسائل تربیتی و اخلاقی دانش‏آموزان، موجب تلاش و کوشش در برطرف کردن واصلاح رفتار آن‏ها از سوی اولیا و مربیان می‏گردد که در نهایت، به بالا رفتن سطح آموزش و اخلاق دانش‏آموزان می‏انجامد.

    وظایف انجمن اولیا و مربیان

    مهم‏ترین وظایف انجمن اولیا و مربیان مدرسه، عبارت است از:

    مشاوره و برنامه ریزی به منظور تحقق یافتن اهداف انجمن؛ تهیه برنامه بهداشتی ـ پزشکی و نظارت بر اجرای آن در مدرسه؛ همکاری و هم‏فکری با مدیر مدرسه، به منظور برگزاری جلسات ماهیانه اولیا و مربیان برای آموزش مسائل تربیتی، دینی و سوادآموزی؛ همکاری و هم‏فکری با مدیر و مربیان مدرسه در مورد برنامه‏های اوقات فراغت دانش‏آموزان و انجام گردش‏های علمی ـ تفریحی؛ و دعوت از اولیای علاقه‏مند به منظور بهره‏مندی از خدمات و یاری‏های آنان برای تهیه و تدارک و تکمیل امکانات آموزشی و پرورشی مدرسه.

    شناخت وظایف

    مربیان و والدین نسبت به حقوق کودکان و نوجوانانْ مسئولیتی خطیر دارند و باید در راه شناخت و رعایت این وظیفه سعی و تلاش کنند.

    برخی از مهم‏ترین وظایف اولیا و مربیان بدین شرح است: شناخت کودکان و درک و تحلیل رفتار آنان؛ ایجاد ارتباطی گرم و جاذبه‏هایی صحیح در رفتار و واکنش‏های خود در مقابل کودکان؛ توجه به این مطلب که در برخوردها و ارتباط خود با کودکان، نهایت صبر و بردباری و تحمل و خویشتن‏داری را کنند؛ زیرا با این عمل، میزان نفوذ و تأثیر در کودکان و نوجوانان بیش‏تر می‏شود و ارتباط با آن‏ها قوی و محکم‏تر می‏گردد.

    خانواده و اصول تربیتی

    خانواده، پایگاه اصلی تربیت و رشد کودک و نوجوان است و شالوده شخصیتی آن‏ها در آن‏جا شکل می‏گیرد و به تکامل می‏رسد. در هر جامعه‏ای، خانواده به عنوان زیربنای مستحکم ساخت اجتماعی و عامل اصلی حفظ و حراست از ارزش‏های اخلاقی و اجتماعی است. از این رو، یکی از اهداف انجمن اولیا و مربیان، آموزشِ خانواده‏ها به منظور آشنا ساختن آنان با اصول تربیتی و نیز ایجاد زمینه‏های لازم برای مشاوره خانواده است که پیش زمینه‏ای در راه رشد خانواده‏ها و هم‏سویی آنان با نظام تربیتی است. اگر خانواده‏ها پیش از ورود کودکان به مدرسه، زمینه‏های لازم را برای آشنایی آنان با محیط مدرسه فراهم سازند، مشکلات بسیاری از دوش مربیان و معلمان مدرسه برداشته شده و زیربنای محکم و قابل اعتمادی برای کودکان ایجاد می‏گردد.

    هماهنگیِ رفتار و گفتار

    تحقیقات نشان می‏دهد که هر اندازه والدین و مربیان در روابط با کودکان و نوجوانان صداقت وهماهنگی در رفتارو گفتار خویش داشته باشند، در شخصیت آن‏ها تأثیرات قابل ملاحظه‏ای بر جای خواهد گذاشت. از این رو، اولیا و مربیان شایسته است دقت کافی داشته باشند که اگر کودکان و نوجوانان را به کار خوبی راهنمایی می‏کنند. خودشان بر انجام آن عمل کوشا باشند. نیز اگر آن‏ها را از انجام کاری نهی می‏کنند، خودشان الگو و نمونه بارزی در پرهیز از آن عمل زشت باشند. در این صورت است که اولیا و مربیانْ نه تنها با گفتار، بلکه با عمل کودکان و نوجوانان را تربیت می‏کنند.

    آگاهی‏های لازم

    به طور کلی می‏توان گفت که والدین و مربیان تنها با ایمان، تهذیب نفس، آشنایی با شخصیت کودکان و نوجوانان و نیز شناخت اصول و مبانی تعلیم و تربیت اسلامی، می‏توانند فعالیت‏های کودکان و نوجوانان را در زمینه‏های عاطفی، اخلاقی و آموزشی و نیزروابط صحیح با هم‏سالان و دیگر افراد جامعه رهبری و هدایت کنند.

    تنها در این صورت است که آن‏ها برای تحقق بخشیدن به آرمان‏های متعالی تعلیم و تربیت اسلامی در راه سازندگی شخصیت فرزندان اجتماع، گامی به پیش می‏نهند.

    هفته پیوند اولیا و مربیان

    خانواده، مهم‏ترین نقش را در پرورش و رشد فکری و روانی کودک و نوجوان ایفا می‏کند، ولی تا هنگامی که اهمیت ارتباط میان خانواده و مدرسه برای اولیا روشن نشود، نمی‏توان آن‏ها را در مسائل آموزشی و پرورشی دانش‏آموز مشارکت داد.

    هفته پیوند اولیا و مربیان، فرصت مناسبی برای نشان دادن ضرورت این ارتباط است. در این هفته که معمولاً پدران و مادران به مدارس دعوت می‏شوند، درباره مسائل تربیتی و تحصیلی بحث و تبادل نظر می‏گرددو نمایندگان اولیای دانش‏آموزان، برای یک سال انتخاب می‏شوند. هم‏چنین مقدمات برگزاری کلاس‏های آموزشی برای خانواده‏ها فراهم می‏آید و از اولیایی که همکاری خوبی با مدارس داشته و در راه بالا بردن سطح علمی و تربیتی فرزندان‏شان کوشیده‏اند، تقدیر می‏شود.

    اهمیت ارتباط میان والدین با مربیان

    دکتر لی سالک، یکی از استادان روان‏شناسی کودک در دانشگاه کوُرنِل آمریکا، درباره اهمیت ارتباط میان والدین و مربیان مدرسه چنین می‏نویسد: «وقتی کودک می‏بیند که شما مدرسه و فعالیت‏های مربوط به آن را آن‏قدر مهم می‏دانید که در آن شرکت می‏کنید، در نهان خود احساس رضایت می‏کند. شرکت در جلسات خانه و مدرسه، به فرزند شما می‏فهماند که اطلاعاتْ بی‏واسطه و آزادانه بین شما و آموزگار او رد و بدل می‏شود. اگر شما به مدرسه اهمیت بدهید، کودک نیز برای مدرسه و آموزگارش احترام بیش‏تری قایل می‏شود. متوجه شده‏ام کودکانی که والدین‏شان در فعالیت‏های مربوط به مدرسه شرکت می‏کنند، نوعی روحیه اجتماعی پیدا می‏کنند و نسبت به جامعه ومسائل مربوط به آن احساس مسئولیت بیش‏تری دارند».

    تشویق

    تشویق، یکی از روش‏های بسیار مؤثر در تربیت دانش‏آموزان و نیز پیشرفت علمی آنان است که می‏تواند از طرف اولیا و مربیان صورت پذیرد. اصولاً تشویق در روح و نهاد دانش‏آموز اثر فوق العاده‏ای دارد و او را به انجام کارهای نیک ترغیب می‏کند. هرانسانی خودش را دوست دارد و می‏خواهد دیگران به شخصیت او احترام گذارند و از او قدرشناسی کنند، حال اگر دانش‏آموزی به دلیل موفقیت‏های تحصیلی و یا انجام کارهای نیک مورد تحسین و تشویق توسط اولیا و مربیان قرار گیرد، به آن کار متمایل می‏گردد و بالعکس، اگر مورد ناسپاسی و بی‏توجهی قرار گیرد، از آن امور دل‏سرد و دلزده می‏شود. امیرمؤمنان علی علیه‏السلام در نامه معروف خود به مالک اشتر می‏نویسد: «هرگز نیکوکار و بدکردار پیش تو یک‏سان نباشند؛ زیرا چنین روشی، نیکوکار را از کار نیک بی‏رغبت ساخته و بدکردار را به کار بد سوق می‏دهد».

    محیط خانواده

    از آن‏جا که خانواده، اساسی‏ترین واحد اجتماع و نیز مؤثرترین عامل تربیت است، هماهنگی و تلاش والدین در خانه، بر تلاش و کوشش مربیان در مدرسه مقدّم است. احترام پدر و مادر نسبت به یکدیگر و نیز نسبت به فرزندان، باعث می‏شود که محیط خانواده، محیطی کاملاً صمیمی و مهربان شود که این خود در تربیت اخلاقی فرزندان و نیز تحصیلات آن‏ها بسیار مؤثر است. والدین باید شنوندگان خوبی برای فرزندان‏شان باشند تا آن‏ها بتوانند به راحتی نظرات، ابتکارات و نیز مشکلات خود را با آن‏ها در میان بگذارند و سپس مربیان نیز زمینه را برای باروری استعدادها و ابراز احساسات و عواطف آنان فراهم سازند.

    + نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 11:6  توسط علیرضا دادخواه تهرانی  | 

    بهداشت روانی (Mental Health)

    بهداشت روانی (Mental Health)

    نگاه کلی

    • کلمه بهداشت روانی چقدر برای شما آشناست؟
    • چه ارتباطی بین بهداشت روانی و اختلالات روانی وجود دارد؟
    • چگونه می‌توانیم بهداشت روانی خود را حفظ کرده یا بهبود ببخشیم؟
      واژه بهداشت (Health) و سلامتی همیشه انسان را در طول تاریخ به خود مشغول کرده است. تدوین برنامه‌های تربیتی – بهداشتی برای حفظ سلامتی و مطالعه ، جلوگیری و درمان بیماریها نمونه‌ای از این اقدامات بشری است. بهداشت در یک تقسیم کلی به دو نوع "بهداشت جسمی" و "بهداشت روانی" تقسیم می‌شود. ولی آنها همپوشی‌های زیادی را با هم دارند (بر یکدیگر تاثیر می‌گذارند).

      بهداشت روانی از آن جهت که رابطه مستقیمی با "عملکرد فردی – اجتماعی" و آسیب‌های روانی – اجتماعی" دارد، از اهمیت زیادی برخوردار است و این اهمیت باعث تدوین و اجرای برنامه‌های متعدد بهداشت روانی در سه بعد " پیشگیری ، درمان و توانبخشی" می‌شود این سه بعد در برگیرنده تمام اهداف و فعالیت‌های بهداشت روانی است.

    تعاریف بهداشت روانی

    از بهداشت رواني تعاريف نسبتاً زيادي شده است . كه در حد اين نوشتار به برخي از آن ها اشاره مي شود . سازمان بهداشت جهاني در تعريف بهداشت رواني يا سلامت فكر گفته است : « سلامت فكر عبارت است از قابليت ارتباط موزون و هماهنگ با ديگران ، تغيير و اصلاح محيط فردي و اجتماعي و حل تضادها و تمايات شخصي به طور منطقي ، عادلانه و مناسب . »

         در اين تعريف اساس بهداشت رواني سازگاري با ديگران و محيط زندگي است كه فرد مي كوشد راه درست يا مناسب زندگي كردن در يك محيط معين و يا آن ها كه با او زندگي مي كنند را كشف و به كار گيرد به عبارت ديگر ، اين كه چگونه با نيازهاي متفاوت خود كنار بيايد و يا تدبير منطقي خود را با محيطي كه الزاماً همه عوامل آن به نفع او نيست تطبيق دهد ، بسيار پر اهميت است . اين تطبيق ممكن است از طريق تغيير در خود، در صورت امكان در محيط فيزيكي و يا جامعه انجام گيرد.

          كاپلان و بارون مي گويند : « بهداشت رواني حالت خاصي از روان است كه سبب بهبود ، رشد و كمال شخصيت انسان مي گردد و به فرد كمك مي كند كه با خود و ديگران سازگاري داشته باشد . اين دانشمندان علاوه بر موضوع سازگاري ، به جنبه كيفي رشد و كمال شخصيت و به تعادل رسيدن آن توجه مي كنند . در حقيقت اگر معلمي در زندگي شغلي و دانش آموزي در زندگي تحصيلي خود بتواند از شخصيت متعادل و كمال يافته برخوردار شود ، يا مدرسه بتواند به گونه اي زمينه هاي ساخت و بهسازي شخصيت اورا فراهم سازد كه در نهايت بتواند با ديگران در حالتي خوش و ارضاء كننده رابطه برقرار كند ، او از سلامت رواني برخوردار است .

         در ميان تعاريف فراوان ، مزلو با نگاهي ژرف تر و در ارتباط با كانوني ترين عامل اساسي انسان يعني تأمين نيازها و در نهايت شكوفايي استعدادها معتقد است كه سلامت روان « شكوفا شدن سرشت انساني ، تحقق يافتن استعدادهاي بالقوه و رشد به سمت كمال » است .

    سازمان بهداشت جهانی ، بهداشت روانی را اینگونه تعریف می‌کند: "بهداشت روانی در درون مفهوم کلی بهداشت قرار دارد و بهداشت یعنی توانایی کامل برای ایفای نقش‌های روانی و جسمی ، بهداشت به معنای نبود بیماری یا عقب ماندگی نیست."

    تعریف انجمن بهداشت روانی کانادا

    انجمن بهداشت روانی کانادا در یک دید جامع بهداشت روانی را در سه قسمت "نگرش‌های مربوط به خود ، نگرش‌های مربوط به دیگران و نگرش‌های مربو به زندگی" تعریف می‌کند. از نظر این انجمن بهداشت روانی یعنی : "توانایی سازگاری با دیدگاههای خود ، دیگران و رویارویی با مشکلات روزمره زندگی."

    عوامل موثر بربهداشت روانی

    بهداشت روانی افراد متاثر از عوامل متعددی است، اگر چه این عوامل به صورت جداگانه مورد مطالعه قرار می‌گیرند ولی در واقع این موضو ع چند وجهی متاثر از یکدیگر است. بدین معنی که افراد به علت شرایط محیطی یا عوامل فردی تعادل و آرامش روحی شان دچار تغییراتی می‌شود و هر چه شدت این عوامل زیادتر باشد، تاثیر و تهدیدش بیشتر خواهد بود. عواملی همچون : "عدم برآورده شدن نیازهای اولیه، ناکامی، استرس، یادگیری، مسائل اجتماعی و رسانه های جمعی و... از عمده ترین تاثیرگذاران بر بهداشت روانی هستند.

    ابعاد بهداشت روانی

    پیشگیری نوع اول (Primary Prevention)

    هدف این نوع از بهداشت روانی ممانعت از شروع یک بیماری یا اختلال است، "با حذف عوامل کلی کاهش عوامل خطرساز ، تقویت مقاومت افراد ، دخالت در فرایند اختلال" بدست می‌آید." برنامه‌های آموزش بهداشت روانی (نظیر آموزش والدین برای تربیت کودکان ، آموزش تاثیرات مصرف الکل ، مواد و...)، برنامه‌های بالا بردن کارایی و توان افراد (نظیر برنامه‌های تقویتی برای کودکان محروم) ، ایجاد سیستم‌های حمایت اجتماعی (نظیر بیمه های درمانی ، ایجاد و حمایت از گروه‌های محلی و اجتماعی حمایت کننده از افراد مبتلا)" نمونه‌های پیشگیری نوع اول می‌باشد.

    پیشگیری نوع دوم (Secondary Prevention)

    هدف اقدامات این بعد از برنامه بهداشت روانی ، شناخت به موقع و درمان فوری و مناسب اختلال (یا بیماری) است. تمام نظریه‌ها و اقدامات درمانی نظیر "دارو درمانی، رفتار درمانی ، شناخت درمانی ، گروه درمانی ، روانکاوی و ..." در غالب این بعد از بهداشت روانی قرار می‌گیرد.

    پیشگیری نوع سوم

    هدف این بعد از بهداشت روانی ، بازگرداندن و حفظ تمام یا قسمتی از توانایی‌های از دست رفته فرد به علت اختلال (یا بیماری) است، تا فرد بتواند به گونه‌ای مفید و سازنده به زندگی "خانوادگی ، اجتماعی و شغلی" خود باز گردد. در واقع برنامه‌های این بعد با "توانبخشی" (Rehabilitation) افراد و جلوگیری از بازگشت مجدد اختلال (یا بیماری) در فرد و حفظ و پیشبرد سلامت ایجاد شده توسط درمان ، سروکار داشته ، اقدامات قبلی را تکمیل می‌کند.

    چشم انداز بحث

    موضوع بهداشت روانی و تامین آن برای "مردم ، سازمانها و دولتها" بسیار مهم است، چرا که با کارایی فردی و اجتماعی افراد و در کنار آن با پیشرفت‌های "علمی ، صنعتی و..." جامعه گره خورده است. امروزه اکثر کشورها منابع زیادی را برای بهبود بهداشت روانی جامعه صرف می‌کنند و در کنار آن با تدوین برنامه‌های جامع از "سازمان‌ها و منابع محلی – اجتماعی" نیز استفاده می‌کنند. متاسفانه ایران از این حرکت جامعه بشری به دور مانده است.

    بطوری که افراد و بیماران دچار مشکلات روحی از ابتدایی‌ترین حق خود یعنی  بیمه خدمات درمانی بهداشتی محروم هستند و تاکنون هیچگونه نشانه و حرکت موثری که نشان دهنده اهمیت بهداشت و سلامتی این افراد باشد در دولت دیده نشده است. در واقع افراد و بیماران دچار "مشکلات روحی – روانی" افراد "فراموش شده" در ایران هستند.
    + نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 9:50  توسط علیرضا دادخواه تهرانی  | 

    مقالات مرتبط با تربیت بدنی و تندرستی

     

        آشنايي با اهداف تربيت بدني ( الهه جهانبخشی )

         ساعت درس تربیت بدنی و توسعه سلامت (سهيلا گوجان سامانی )

         ساعت درس تربیت بدنی و توسعه سلامت (نرگس نداف )

         طرح درس تربیت بدنی و ورزش ( معصومه احدی )

         همایش علمی تربیت بدنی مدرسه و توسعه سلامت (منیژه معجزی)

       آشنايي با اهداف تربيت بدني

       آشنايي با تغذيه ورزشي

     

       آشنايي و درك چگونگي كسب و توسعه آمادگي جسماني

     

       آشنايي با دانش مربوط به مهارتهاي ورزشي آموزشگاهي

     

       آشنايي و درك اهميت آمادگي جسماني و ارتباط آن با سلامت

     

        فعایت بدنی ونقش آن درپیشگیری  از ناهنجاریهاوآسیب های جسمانی ( اعظم خدابخش )

        تاثير ورزش بر عملكرد مغزو سلامت رواني ( فاطمه حیدر )

       فعاليت بدني ونقش أن در ﭘﻴﺶﮔﻴﺭﯼ اﺯ ناهنجاريها و أسيب هاي اجتماعي ( معصومه اکبری )

       فعاليت بدني و نقش آن در پيشگري از ناهنجاريها و آسيب ‌هاي جسماني ( الهه جهانبخشی )

       فعاليت بدني و نقش آن در پيشگيري از نـاهنجاريها و آسيــب هاي جسمـاني (حميرا دائي كندي )

      تربيت بدني و نقش آن در جلوگيري از آسيب‌هاي جسماني ( مریم جمالی )

    فعاليت بدني و نقش آن در پيشگيري از ناهنجارها و آسيب هاي جسماني ( ناهید سمنانی )

      فعاليت بدني و نقش آن در پیشگیری از ناهنجاری ها و آسیبهای جسمانی ( محبوبه پور مسیب )

     ارزشيابي از فعاليتهاي تربيت بدني در مدرسه ( محبوبه پور مسیب )

      آمادگی جسمانی و سلامتی ( معصومه محمد طاهر )

      آشنایی با ورزش( معصومه محمد طاهر )

       نقش ورزش مدارس در شكوفايي ورزش كشور ( فاطمه طاهریان )

       کارکردهای مختلف ورزش

    + نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 16:37  توسط علیرضا دادخواه تهرانی  | 

    هفته تربیت بدنی و تندرستی

    آغاز هفته تربیت‏بدنی
    اشاره
    دانش و زیبایی در تندرستی است و یکی از راه‏های تندرستی، ورزش است. از این رو، نباید به سبب داشتن گرفتاری‏های عادی روزانه، از آثار مثبت و پایدار ورزش در ایجاد روحیه‏ای شاداب، سرزنده و حرکت‏آفرین به سوی موفقیت‏ها غافل شویم و روزانه دست‏کم چند دقیقه‏ای نرمش و ورزش نکنیم.
    در این میان، بسیار شایسته است كه از رهنمودهای بزرگان اسلام و تجربه‏های اندیشمندان عرصه دانش و ورزش، به نیکی بهره بگیریم و با پرداختن به ورزش‏های مفید و تأکید شده در اسلام، لحظه‏هایی سرشار از انگیزه، امید، تحرک و پویایی را برای خویش رقم بزنيم.

    تاریخچه ورزش در ایران
    در میان کشورهای مشرق‏زمین، ایران، تنها کشوری است که از ديرباز در نظام تعلیم و تربیت خود، بیشترین اولویت را به تربیت بدنی و ورزش داده است. ورزش در ایران، در آداب، سنت‏ها، فرهنگ و اخلاق ایرانیان ریشه دارد. آنها، تربیت بدنی را وسیله نیرومندی و نیرومندی را وسيله‌اي برای دست‏گیری ناتوانان و نه برای زورگویی و ماجراجویی می‏دانستند و ناتوانی و سستی را مایه ناراستی می‏پنداشتند. به عقیده آنان، زندگی بهتر، سلامت جامعه و توسعه و پیشرفت، به عقل سالم و بدن سالم نیاز دارد. در یکی از کتاب‏های باستانی آمده است: ورزش در ایران باستان، با هدف سلامت، شادابی و آماده بودن برای دفاع از وطن، پا گرفت و هدف اصلی آن، تربیت جوانان بود. تیراندازی، کوهنوردی، شمشیرزنی، دو، اسب‏دوانی، شترسواری، ارابه‏رانی، مشت‏زنی، شنا و کشتی، در این مرز و بوم رواج داشت. پارسیان، شکار و شکارگاه را آموزشگاه حقیقی جنگ می‏پنداشتند كه جوانان پارسی در آن، سحرخیزی، بردباری در راه رفتن و دوندگی و تیراندازی، آمادگی روحی و چابکی را فرامی‏گرفتند.

    ورزش از دیدگاه قرآن و سنت
    در فرهنگ اسلام، ورزش، ابزاری بسیار مؤثر برای بالندگی و کمال انسان به شمار می‏رود. اسلام، ورزش را بنا بر پنج اصل تأیید می‏کند:
    1. نزدیکی به خداوند: ورزش می‏تواند به انسان مؤمن توانایی و سلامت بهتر و بیشتری بدهد تا از آن برای ادای تکالیف دینی و دستورهای الهی استفاده کند؛ چنانکه حضرت علی علیه‏السلام نیز از در فرازي از دعاي كميل مي‌فرمايد: «اِلهی قَوِّ عَلی خِدمَتِکَ جَوارِحی؛ پروردگارا! اعضای بدنم را برای خدمت‏گزاری بر خودت نیرومند ساز!»
    2. تعادل جسم و جان: پهلوانان و ورزشکاران هم باید جسم را تقویت کنند و هم به تهذیب نفس بپردازند که این تعادل، از راه ورزش کردن صورت می‏پذیرد.
    3. تأمین سلامت: حضرت علی علیه‏السلام می‏فرماید: «سلامت، از برترین نعمت‏هاست» که بی‏شک ورزش، یکی از بهترین راه‏های رسیدن به آن شمرده می‏شود.
    4. نشاط و انبساط: با ایجاد نشاط، کدورت‏های درونی و ملالت‏های بیرونی از بین می‏رود و روح انسان سبک‏بال می‏شود. رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله می‏فرماید: «سرگرمی و بازی داشته باشید؛ زیرا دوست ندارم در دین شما خشونت و سختی دیده شود.»
    5. زیبایی و تناسب اندام: خداوند که آفریننده نظام احسن خلقت است، در کمال زیبایی است و زیبایی‏ها را دوست دارد. داشتن اندام برازنده و متناسب، تنها از راه ورزش کردن به دست می‏آید.

    بهینه‏سازی زنگ ورزش در مدارس
    زنگ ورزش مدارس، اهمیت فراوانی در ارضای نیازهای دانش‏آموزان دارد. برای کیفیت‏بخشیدن به ساعت‏های ورزش مدارس، بهتر است نکته‏های زیر را به دقت رعایت کنیم:
    1. ورزش با امکانات کافی و مطلوب ارائه شود؛
    2. ورزش را معلمان و مربیان باتجربه اداره کنند؛
    3. اجرای ورزش با حداقل احتمال آسیب بدنی و روانی همراه باشد؛
    4. شرایط رقابت سالم فراهم شود؛
    5. زمینه لذت بردن از ساعت‏های ورزش و تربیت بدنی فراهم آید.
    ساعت‏های ورزش در مدارس ما، بخشی از برنامه یادگیری است و نباید به آن بی‏توجه بود یا اینکه از این ساعت‏ها، برای تمرین دیگر درس‏ها استفاده کرد. البته رفع این نارسایی‏ها، در پرتو همکاری و ارتباط نزدیک آموزش و پرورش با سازمان تربیت بدنی امکان‏پذیر است.

    هدف از گنجاندن ورزش و تربیت بدنی در مدارس
    ورزش، بهترین راه برای تحرک بخشیدن به دانش‏آموزان است. زنگ ورزش، زمان مطمئنی برای فراگیری بسیاری از روابط اجتماعی است. در بازی‏های گروهی، کودک، معنای مصلحت جمع را فرامی‏گیرد و در حد توان برای موفقیت گروه خود می‏کوشد. ورزش، با هدف‏های زیر برای دانش‏آموزان در نظر گرفته می‏شود:
    1. سلامت جسمانی و روانی؛
    2. رشد تکامل و یادگیری حرکتی متناسب با آن؛
    3. تربیت فردی و گروهی؛
    4. پشتوانه قوی برای ورزش قهرمانی؛
    5. موفقیت بیشتر در امور آموزشی؛
    6. پیش‏گیری از آلودگی نوجوانان به عادت‏های ناپسند در محیط زندگی؛
    7. ایجاد محیط و شرایط متناسب با علاقه و ذوق نوجوانان؛
    8. پر کردن اوقات فراغت و لذت بردن از آن.

    ورزش و رشد اخلاق
    ورزش در مفهوم کلی سبب ارتقای اخلاق و منش افراد می‏شود. در واقع، ارتباط روشنی میان بازی‏های گروهی و رشد و تکامل اخلاق وجود دارد. بنابراین، ورزش به توانایی و قابلیتی می‏انجامد که تعاون و همکاری را تقویت می‏کند. افزون بر آن، ویژگی‏هایی مانند بزرگواری، شجاعت، استواری و ثبات قدم می‏تواند از راه ورزش گسترش یابد. همچنین فرد در صورت لزوم می‏تواند در دفاع از کشور یا در خدمت به جامعه مؤثر واقع شود. مسلمانان می‏توانند با پیروی از آموزه‏های الهی، به ورزش‏ها و تفریح‏های سالم و مفید بپردازند و جسم و جان را از آلوده شدن به گناهان و پستی‏ها در امان نگه دارند و زمینه شادابی و پویایی را در خویشتن فراهم آورند. ورزش افزون بر تقویت بنیه فردی، بنیه اجتماعی فرد را نیز تقویت می‏کند و ویژگی‏های پسندیده اخلاقی فردی و اجتماعی او از جمله همکاری، افزایش اعتماد به نفس، دست‏گیری از ناتوانان، گذشت و جوانمردی را بارور می‏سازد.

    ورزش بانوان
    برخی از دختران، در سال‏های نوجوانی، دچار نارسایی‏های جسمی هستند که از بی‏تحرکی و دوری از ورزش سرچشمه می‏گیرد. پیامدهای این مشکلات، به طور عمیق در سال‏های آینده زندگی آنان آشکار می‏شود و به طور مسلّم، این امر بر نسل آینده نیز اثر می‏گذارد. برای رفع این مسائل، بیش از همه، باید فرهنگ پرداختن و اهمیت دادن به ورزش برای تأمین سلامت و بهداشت روح و جسم افراد تقویت شود. به یقین، آثار مطلوب پرداختن به ورزش، افزون بر سلامت جسم، از گرایش فرد به ناهنجاری‏ها نیز جلوگیری خواهد کرد.
    ورزش، جزو ضروری‏ترین مسائل زندگی همگان است. در این میان، بانوان باید بیش از دیگران به این مسأله اهمیت دهند و در نظر داشته باشند که آنان، پرورش‏دهندگان نسل‏های آینده هستند و سلامت جسم و فکر و روح ایشان، بر اندیشه و انگیزه فرزندانشان در پرداختن به ورزش و تأمین سلامت جسمانی و روحی آنها تأثیر مستقیم می‏گذارد. بانوان با افزودن بر سلامت جسمانی و نیروی بدنی‏شان، به آرامش روانی نیز می‏رسند و با سلامت روانی آنان، محیط خانه نیز از شادابی و تحرک مفید بهره می‏برد.

    تأثیر ورزش بر سلامت جسم و روح
    همان‏گونه که روان سالم، بسیاری از نارسایی‏های جسمی را جبران می‏کند، به همان ترتیب نیز جسم سالم و نیرومند، مانع از کسالت روحی و روانی می‏شود و عامل پیش‏گیری از بیماری‏هاست. با داشتن تنی سالم به وسیله ورزش و بازی می‏توان زندگی معتدل و معقولی داشت. از دیگر مزایای ورزش، بالا رفتن حس اعتماد به نفس است. انسان بعد از ورزش، احساس آرامش می‏کند. ورزش سبب دفع سموم از بدن می‏شود و در قوّت بخشیدن به اراده، نقش مستقیمی دارد.
    دانش پزشکی نیز از ورزش به عنوان ابزاری برای بهبود جسمی و روحی بیماران بهره می‏برد و برای برطرف شدن بسیاری از نشانه‏ها و پی‏آمدهای منفی بیماری، آنان را به ورزش تشویق می‏کند.

    + نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 15:42  توسط علیرضا دادخواه تهرانی  |