اربعین حسینی
اربعین سرور و سالار شهیدان حضزت ابا عبدالله الحسین (ع) بر شیعیان طریقش تسلیت باد .

بزرگداشت هفته های پیوند اولیا و مربیان و بهداشت روانی و تربیت بدنی
اربعین سرور و سالار شهیدان حضزت ابا عبدالله الحسین (ع) بر شیعیان طریقش تسلیت باد .

|
نويسندگان: اكبر آقاياني چاوشي *، دكتر داود طالبيان، دكتر حميد طرخوراني، هما صدقي جلال، هاله آزرمي، دكتر علي فتحي آشتياني چكيده مقدمه: اين تحقيق با هدف تعيين رابطه بين اهميت دادن به نماز با جهت گيري مذهبي و سلامت روان در كاركنان دانشگاه و افراد غير شاغل در دانشگاه انجام شده است. روش: جامعه آماري اين تحقيق كاركنان دانشگاه و افراد عادي غير شاغل در دانشگاه بود. 300 نفر (150 نفر از كاركنان دانشگاه و 150 نفر از افرادي كه در دانشگاه شاغل نبودند) به صورت فردي و دردسترس انتخاب و پرسشنامههاي جهت گيري مذهبي آلپورت و سلامت عمومي گلدبرگ را تكميل كردند. داده هاي بدست آمده با استفاده از روشهاي آماري خي دو و آزمون t مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. نتايج: مقايسه نتايج بدست آمده بين نمونه مورد بررسي در كاركنان دانشگاه و افراد خارج از دانشگاه در رابطه با اهميت دادن به خواندن نماز، بيانگر وجود تفاوت معنادار (01/0 p< ) بين آنها است. بعلاوه جهت گيري مذهبي در كاركنان دانشگاه بيشتر دروني ولي در افراد خارج از دانشگاه، بيشتر بيروني است. همچنين در كاركنان دانشگاه، نشانه هاي جسماني، اضطراب و بيخوابي، نارسايي در عملكرد اجتماعي و افسردگي كمتر و سلامت رواني بطور كلي بهتر از افراد خارج از دانشگاه است. نتيجه گيري: با توجه به نقش نماز و جهت گيري مذهبي در سلامت روان، بنظر مي رسد مسئولين فرهنگي جامعه، به ويژه مسئولين فرهنگي دانشگاه، بايد به آن توجه ويژه نمايند و برنامه هاي خاصي در اين راستا پيش بيني كنند.
| |
| واژههاى کليدى: واژه های کلیدی: نماز، جهت گیری مذهبی، سلامت روان | |
لازم است تک تک اعضا خانواده با مهارتهای لازم برای زندگی آشنا باشند. روشن است والدین در خانواده نقش مهمی در ترویج استفاده از مهارتهای سالم زندگی در خانواده دارند. پدران و مادران که فاقد مهارتهای مفید زندگی هستند با عدم تامین الگوی مناسب برای فرزندان مشکلاتی را برای آنها فراهم میکنند. به عنوان مثال کودکی که همواره دیده است والدین او در مقابل ناملایمات زندگی با پرخاشگری و منازعه برخورد میکنند با احتمال بسیار بیشتری همین روش را در مسائل مربوط به خود در خانواده و حتی در بیرون از خانواده بکار خواهد بست.
از اینرو لازم است خانوادهها با آگاهی و کسب اطلاعات لازم در زمینه شیوههای صحیح مهارتهای زندگی مثل کنترل و مدیریت استرس ، برنامه ریزی برای زندگی،
مدیریت اقتصادی خانواده ، مدیریت ارتباطات برون خانوادگی ، کنترل هیجانات، آموزشهای مربوط به اجرای قاطعیت و جراتمندی به تامین بهداشت روانی افراد خانواده مبادرت ورزند.

همواره حد فاصل انديشه يك كار تا انجام آن و نتايج حاصل از آن نسبت به انتظارات اوليه در دنياي واقعي، كوتاه نيست و گاهي فكرهاي بزرگ، نتايج هم سنگ خود به بار نميآورند.
انجمن اوليا و مربيان كه امروز آخرين روز از هفته آن سپري ميشود، يكي از آن انديشههاي بلند است كه در صورت تحقق نماد كامل آن، يعني مشاركت والدين در اداره امور مدرسه ميتوانست آثار بزرگ بر جامعه داشته باشد چيزي كه امروز شاهد آن نيستيم.
فاصلهي بين يك ايده تا اجراي آن را عوامل متغير و متعددي پر كرده است كه هر يك ميتواند سبب كندي حركت، انحراف و يا حتي توقف كار شود.
به اعتقاد مدير مدرسه رستگاران در سنندج، انجمنهاي اوليا و مربيان به منظور مشاركت اولياي دانش آموزان براي كمك به ارتقاي فعاليتهاي آموزش و پرورش و گسترش ارتباط دو كانون مقدس خانه و مدرسه تشكيل شدهاند.
رحيم شيرخاني وظايفي مانند برنامهريزي و تصميمگيري براي تشكيل جلسات آموزشي خانواده،اتخاذ تصميم براي اياب و ذهاب دانش آموزان، تامين مشاركت فكري،فرهنگي و آموزشي اوليا و تقويت هماهنگي و همسويي تربيت و آموزش خانه و مدرسه را براي اين انجمن نام ميبرد.
همكاري و مشاركت با شوراي دبيران در برگزاري كلاسهاي فوق برنامه،همكاري و مشاركت با مدير در اجراي فعاليتهاي پرورشي و برگزاري اردوهاي دانشآموزي و جلب مشاركت اوليا براي كمك و نظارت بر نحوه هزينه وجوه حاصل از كمكهاي مردمي و سرانه دانشآموزان از ديگر وظايفي بود كه شيرخاني براي انجمنهاي اوليا و مربيان برشمرد.
وي موفقيت يا عدم موفقيت انجمنها را به عواملي از قبيل كارآمدي مديريت آموزشگاه،استفاده بهينه از فرصتها و ظرفيتها و توانمنديهاي افرداي كه به عنوان اعضاي انجمن از سوي والدين انتخاب ميشوند مرتبط خواند.
وي گفت:هر سال، ميليونها دقيقه براي برگزاري انتخابات انجمن در سال تحصيلي جديد صرف ميشود كه اگر از آن خوب استفاده شود، موجب پيشرفت علمي و فرهنگي جامعه خواهد شد و اگر تنها به صورت اقدامات اكتفا شود و به ظاهر پر كردن فرمهاي انجمن بسنده شود، به طور قطع نتيجه مطلوب از اين همه تلاش حاصل نخواهد شد.
البته برخي كارشناسان معتقد هستند خلاءهاي فرهنگي، نبود زيرساختهاي قانوني و حقوقي متناسب با اجراي كامل وظايف و آماده نبودن ساختار سازماني آموزش و پرورش براي پذيرش كامل تحولات ناشي از اجراي دقيق طرح انجمن اوليا و مربيان سبب شده كه آثار اين ايده متناسب با اصل ايده نباشد.
مادري كه خود چهار سال پي در پي با نظر والدين دانش آموزان بهعنوان عضو انجمن اوليا و مربيان مدارس فرزندانش انتخاب شده است به خبرنگار ايرنا گفت: اعضاي انجمنها كمكهاي زيادي را براي انجام امور اجرايي مدارس ارايه ميكنند.
گيسو شيرزاد وقتي از ماحصل فعاليتهاي چند سالهاش در انجمن سخن ميگويد، اين حقيقت روشن ميشود كه عمده تعامل اعضاي انجمن در مورد تعيين ميزان و شيوه جمعآوري كمكهاي مردمي براي بهسازي فضا و لوازم مدارس و امضاء مجوز براي اقدام مديران خلاصه ميشود.
البته مديره مدرسه آموزگار سنندج اگر چه محدود شدن دامنه اثربخشي انجمن را تاييد ميكند اما معتقد است اين كاستي برآمده از يك خواست سازماني نيست بلكه مشكل در ناهمگوني ساختاري است.
گلاله عزيزي انجمن اوليا و مربيان را پل ارتباطي خانه و مدرسه و حاضرين در دو سوي اين پل را علاقهمند به تعامل موثرتر ميداند اما بر اين باور است كه زيرساختهاي لازم براي تحقق اين خواسته شكل نگرفته است.
وي گفت: از يك سو فرهنگ ضرورت مشاركت جامع خانوادهها در اداره مدرسه فرزندان بين اوليا دروني نشده و از سوي ديگر ساختار تصميمگيري و اجرا در نظام مديريتي مدرسه مناسب با اين مشاركت متحول نشده است.
وي تاكيد دارد كه ابعاد مثبت زيادي براي انجمنهاي اوليا و مربيان قابل شمارش است كه استفاده از تخصصهاي خانوادهها براي رفع نيازهاي آموزشي، تربيتي و عمراني مدارس بخشي از آن است.
ليكن او كه ۱۱سال سابقه مديريت آموزشگاه را در پرونده دارد بخش زيادي از فعاليتها در قالب انجمنها را صوري ميداند و معتقد است مديران از يك سو موظف به اجراي دستورالعملها و آييننامههاي سازماني هستند و از سوي ديگر تطبيق آرمانهاي والدين با اين قوانين را بايد سامان دهند.
وي گفت: اين تناقضها و گاهي تضادها سبب شده كه برخي مديران، تنها از اعضاي انجمن به عنوان مهر امضا براي انجام تصميمات خود استفاده كنند.
به اعتقاد عثمان نقشبندي كارشناس علوم تربيتي فاصله بين ايده تا اجرا را بايد با فعاليتهاي فرهنگي و تربيتي پر كرد تا هنگام اجراي يك طرح ملي و فراگير عوامل انساني درگير با آن نسبت به اهداف، ماهيت و فرآيند اجرايي آن طرح توجيه شود تا رفتارها و انگيزههاي افراد با اهداف طرح هم سو شود.
به گفته وي عدم توجه به همين پيش نياز فرهنگي ساده سبب ناكارآمدي بسياري از طرحهاي بزرگ شده است كه شايد انجمنهاي اوليا و مربيان نيز يكي از آنها باشد. ك/۴
به نقل از خبرگزاری جمهوری اسلامی
شغل والدين به خصوص پدر و ميزان درآمد آنها تاثير به سزايي در زندگي رفاهي كودكان دارد البته همه كودكان متعلق به خانواده هاي غير مرفه ، كودكان دشوار ( ناسازگار ) نيستند ، ولي شرايط و موقعيت غير مرفه ، فقر اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي ، بدون ترديد براي سازگاري مطلوب فرد ، در زمينه هاي نامساعد و شرايطي نامطلوب تلقي مي شود. در عوامل اقتصادي عواملي كه زمينه ساز انحراف هستند به قرار زير است :
1 – عامل فقر : افرادي كه در خانواده هاي فقير رشد مي كنند ، چنانچه از عزت نفس و غناي آن برخوردار نباشند و يا در خانه شان محبت و انس كافي براي پوشش دارد. فقر نباشد ، ممكن است زمينه براي لغزش ها فراهم گردد . رسول خدا (ص) فرمود. فقر ممكن است آدمي را به كفر بكشاند . والدين در محيط خانه از فقر دم نزنند ، در حين صرف غذا از ناداري خود اظهار ناراحتي نكنند ، سعي كنند سفرة خالي خود را با محبت زينت بخشند ، و محيط خانه را براي فرزندان گرم و صميمي سازند آنچنان كه دلبستگي به خانواده و اعضاء نارسايي ها را جبران كند.
2 – عامل غناي افراطي : آري فقر يك بلا و مصيبت است ، ولي معلوم نيست رفاه و غناي افراطي يك نعمت باشد . چه بسيارند لغزش ها و انحرافاتي كه زاييدة غناي افراطي و بي مرزي در مصرف است . آري غنا خوبست ، به شرطي كه مايه حفظ آبرو و هدايت و تحت ضابطه و كنترلي در مصرف باشد و مارا كفايت كند. بناي زندگي را از آغاز بايد بر اساس اين ضرب المثل قرار داد كه : « در خانه ي ماگردو زياد است ، ولي همة آنها شمرده شده و داراي حساب و كتاب مي باشد. « كودك بايد در محيط غنا زندگي كند و لي حق اسراف و تبذير وبي بند و باري در استفاده از مواهب را ندارد. عدم رعايت اين ضوابط ، پر كردن جيب كودكان از پول و تهيه وسايل و ابزار دلخواه و مورد هوسي آنان ، به هر گونه و صورت خطاي تربيتي بزرگي است .
3 – صنعت و فن آوري : سينما ، ويدئو ، تلويزيون ابزار خوبي براي رشد و توسعه فكر و فرهنگند ، ولي اگر جهت دار و هدايت شده نباشند ، صدمه آفرين اند . پس به همراه هر صنعتي بايد فرهنگ و ادب آن را هم آموخت .
4 – عامل اشتغال والدين : غرض ماكارو اشتغال والدين و اثر ناشي از غيبت پدر و مادر در ارتباط با فرزند است . در صورت امكان بر نامة كار والدين بايد بگونه اي تنظيم شود كه همه گاه يكي از آنها در خانه باشد.
كثرت اشتغال ، خستگي ناشي از كار ، مخصوصاً براي مادران ، نداشتن صبر و حوصله و فرصت كافي براي والدين در ايجاد ارتباط و انس با فرزندان ، خود زمينه ساز جدايي هاست و در آنصورت فرزندان ما به ديگران پناه مي برند ، و معلوم نيست عاقبت چنان پناهندگي بويژه پناهندگي فكري و فرهنگي براي نسل ها ارزان تمام شود. اشتغال يك ضرورت است ، ولي پس از فراغت از كار ، فوراً بايد به خانه برگشت و در عين خستگي با تمام وجود خود را در اختيار فرزندان قرار داد.
5 – مشي اقتصادي خانواده : چشم و دل بچه ها را بايد سير داشت ، چه افتخاري براي ان كس كه موجودي او در خانه و بانك رقم قابل اعتنايي است. ولي فرزند وي چشم به دست ديگران دارد و يا آرزو مي كند مهماني و ضيافتي پيش آيد و او را سيري حاصل شود ؟!
مشي اقتصادي خانواده را در حد متوسط جامعه نگهداريد و در آنجا كه كسر آوريد از موجودي هاي خود استفاده كنيد و ترس نداشته باشيد كه اگر تمام شد چه بايد كرد ؟ چرا كه پروردگار ما روزي رسان نيرومند است . خداي هر روز درشاني است كل يوم هوفي شأن .
6 – بي حسابي در زندگي : مربوط به اداره نظام خانواده در بعد اقتصادي است . نبايد در خانه قفل و صندوق به راه بيندازيم ولي اين شيوه هم خطاست كه در خانه حساب پول و مال خود را نداشته باشيم و يا از موجودي جيب خود بي اطلاع بمانيم . آري فرزندان ما دزد نيستند ولي در معرض ، وسوسه ها قرار دارند ، واي بسا كه خط وسوسه را ديگران در ذهن آنها افكنده باشند ، در آنصورت امكان سقوط و انحراف وجود خواهد داشت.
مقدمه
يكي از هدفهاي مهم تعليم و تربيت عصر ما پرورش شخصيت كلي و همه جانبه ي افراد است . علماي تعليم و تربيت معتقدند كه نبايد تنها به تكامل و پرورش هوش توجه كرد ، بلكه آنچه مورد نظر است ، رشد و پرورش شخصيتي است مطلوب و متعادل ،كه از مهمترين ويژگيهاي آن ، به ترتيب ميتوان سازش بهتر با محيط ، اتكاي به نفس ، تلقي مثبت نسبت به امور مختلف و سرانجام كفايت رواني را نام برد.
هنگام بحث در زمينه مسائل موجود و سازش انسانها با محيط ، بهداشت رواني حائز اهميت خاصي است . به بيان ديگر شخصيت هاي نامتعادل و ناسازگاريهاي محيطي از طريق نامناسب بودن بهداشت رواني قابل توجيه هستند. همچنين بهترين نوع شخصيت و سازش با محيط ، بر پايه بهره گيري و استفادة مثبت و صحيح از اصول بهداشت رواني شكل مي گيرد. در جهان امروز بهداشت رواني از اهميت خاصي برخوردار است ، زيرا ما در دنيايي زندگي مي كنيم كه به موازات تكنولوژيكي ، صنعتي ، اقتصادي و اجتماعي ، نابسامانيهاي رواني روزبروز در حال افزايش اند. تا آنجا كه بر پايه ي آمارهاي منتشره حدود نيمي از تختهاي بيمارستانهاي آمريكا و اروپا به بيماران رواني اختصاص دارد. اين آمار مربوط به كساني است كه به بيمارستانهاي رواني مراجعه مي كنند. در مقابل بيماران بسياري نيز هستند كه به علل گوناگون موفق نمي شوند به چنين مراكزي مراجعه نمايند ولي از ناراحتي هاي رواني و نابساماني هاي روحي به شدت رنج مي برند و از همين جاست كه ميتوان به اهميت بهداشت رواني پي برد.
هدف واقعي و مهم بهداشت رواني آنست كه بتواند براي هر فردي شادترين و ثمر بخش ترين شيوة زندگي را بيابد به همين سبب توسعه شرايط زندگي مناسب و آموزش دادن صحيح به مردم در اين زمينه بهترين روش پيشگيري از بروز اختلالات رواني است و در نهايت ، پيشگيري از بيماري بسيار بهتر و مطلوب تر از درمان آن است .
انسان به عنوان يك موجود نيازمند و رشد يابنده در دوران مختلف عمر به كمك و تجربه ديگران براي ادامه حيات احتياج دارد . اگر در مسير جريان تربيت فرزند والدين نامتعادل و نامتناسب رفتار نمايند و بار عاطفي ابراز شده به كودكان بار منفي باشد ، در كودك منجر به پيدايش رفتارهاي نابهنجار مي شود . از طرفي هدايت و راهنمائي هاي به موقع و به جا والدين به فرزندان كمك مي كند كه تعادل جويي عاطفي را در خانواده در حد نياز تامين كرده و از انحرافات احتمالي جلوگيري نمايد در اين مقاله بر آينم تا نقش خانواده را در بهداشت رواني فرد به اجمال بررسي كنيم .
1- مدير مدرسه
2- شوراي مدرسه
3- انجمن اوليا ومربيان
4- شوراي معلمان
5- شوراي دانش آموزان
انجمن اوليا ومربيان
انجمن اوليا ومربيان هر مدرسه هيأت منتخبي است از اولياي دانش آموزان و مربيان همان مدرسه كه با تفاهم و صميميت م به منظور تقويت همكاري و مشاركت اولياي دانش آموزان جهت كمك به ارتقاي كيفيت فعاليت هاي آموزش وپرورش و گسترش ارتباط خانه ومدرسه ، برطبق مقررات و ضوابط وزارت آموزش وپرورش انجام وظيفه مي نمايد.
الف – ترکيب اعضا :
1- مدير مدرسه
2- يكي از معاونين و انتخاب مدير
3- نماينده ي شوراي معلمان
4- معاون پرورشي يا يكي ازمربيان امور تربيتي ، و در صورت نبود مربي ، يكي از معلمان آگاه به مسائل تربيتي به انتخاب مدير
5- برگزيدگان اولياي دانش آموزان
تبصره ي1:تعداد اولياي دانش آمو زان و نحوي انتخاب آنان جهت عضويت درانجمن و چگونگي وزمان تشكيل جلسات برابرماده ي
19 آيين نامه ي انجمن مركزي اوليا ومربيان خواهد بود. ( دربند 20 شرح وظايف ، به آن اشاره شده است .)
تبصره ي 2 : درصورت لزوم ، مدير مدرسه مي تواند ازنماينده ي شوراي دانش آموزان و برحسب موارد از افراد ذي ربط و صاحب نظر براي شركت درجلسات انجمن دعوت كند.
|
به گزارش خبرگزاري فارس، 24 مهرماه هر سال روز پيوند اوليا و مربيان نامگذاري شده است. ابوالفضل خادميان رئيس سازمان مركزي انجمن اوليا و مربيان به پرسشهاي خبرنگار اجتماعي فارس در اين باره پاسخ داده است. |
الف ) مسئولیت پذیری
يكي از ارزشمند ترين آموزشهائي كه والدين مي توانند به كودكان خود بدهند ، آموزش مسئوليت پذيري است. چنين آموزشي كودكان را قادر مي سازد تا از خويشتن خود مراقبت كنند و كنترل دورني خود را افزايش دهند. چاره بسياري از امور را ، نه در رفتار ديگران ، بلكه در نوع نگاهي كه به موضوعات دارند ، جستجو كنند و در آينده بعنوان بزرگسالاني مسئول ، از بعهده گرفتن وظايف خود احساس رضايت نمايند. در اينصورت كودكان مي توانند بعنوان افرادي مسئوليت پذير به ارزشهاي شخصي خود بينديشند و مسائل زندگي را با در نظرگرفتن هدفهاي خويش و نيازهاي ديگران حل نمايند .
آنچه مشخص است افراد مسئوليت پذير داراي هدف بوده و در زندگي برنامه ريزي مناسبي دارند ، آنها در تصميم گيري مناسب ، مؤثرند و روابط بين فردي و انساني مثبتي دارند . افراد مسئوليت پذير نسبت به فضاي اطراف خود حساسند بدين معني كه از تفكري عاقلانه برخوردار بوده و نسبت به پديده ها با تامل بيشتري مواجه مي شوند .
والديني كه بدين امر آگاهي دارند و سعي مي كنند فرزندانشان از مسئوليت پذيري برخوردار باشند يقينا" ارتباط مناسبي با يكديگر و اعضاي خانواده خواهند داشت كه اين امر سبب احساس ايمني در كودكان شده و اين خود يكي از ويژگيهاي افراد مسئوليت پذير است همچنين در اين شرايط آنها از آسايش خاطر برخوردار بوده ، ضمن كسب عزت نفس بالا به ارزشها پايبند ند . همچنين براي نيازهاي ديگران نيز ارزش قائل مي شوند . افراد مسئوليت پذير اشتباهات خود را به گردن مي گيرند . و نيازي براي توسل جستن به دروغ پيدا نمي كنند . در اين شرايط است كه نيازي به تمجيد ديگران ندارند و با وظيفه شناسي و انجام كارها در زمان معين در تصميم خود براي موفقيت مصممم خواهند بود . از ديگر محاسن افراد مسئوليت پذير وقت شناسي آنهاست كه اين ويژگي باعث مي شود تا منظم باشند . همچنين به زمان حال و اكنون توجه داشته و شوق زيستن در آنها نمود بيشتري دارد . آنها افرادي متعهدند ،گشاده رو و پاسخگوي رفتار خود هستند . از اشتباه خود درس مي گيرند و با جبران اشتباه ، تاسف و پشيماني خود را نشان مي دهند ، از هر شكست براي موفقيت بعدي استفاده مي كنند و در برابر مشكلات به بررسي دقيق جوانب مي پردازند و هميشه گامهاي متعالي بر مي دارند . به افراد برتر احترام مي گذارند و دليلي براي احساس حقارت پيدا نمي كنند ، مستقل بوده و پس از بيان نكته اصلي مورد نظرشان ، لب از سخن فرو مي بندند و در جمع غالبا" گوش ميد هند . و بعنوان شنونده اي فعال از اين طريق به ديگران احترام مي گذارند . از ويژگيهاي ديگر اين افراد انعطاف پذيري آنهاست ، بسيار صبورند و اعتماد بنفس بالايي دارند . براي اين افراد غالبا" كار شادي بخش است و درنهايت اينكه افراد مسئوليت پذير ضمن اينكه با انگيزه هستند افرادي راضي و كم توقعند . با اين اوصاف و اهميتي كه پرورش كودكان براي مسئوليت پذيري دارد برماست تا در اين جهت اقدام نموده و از همه فرصت ها استفاده نماييم . اين موضوع از نظر روانشناختي نيز داراي اهميت ويژه اي است . و در سلامت روان و پيشگيري از اختلالات رواني ، نقش بسزايي دارد . در اينجا براي آنكه اين موضوع روشن تر شود ، نكاتي در باره افراد مسئوليت گريز بيان ميگردد . با مقايسه اين دو گروه در مي يابيم كه چگونه عدم توجه در اين مورد افراد را دچار اختلالات روان شناختي از جمله رايج ترين آنها افسردگي و اضطراب مي سازد.
ب ) مسئولیت گریزی
افراد مسئوليت گريز :
بي هدفند ، قادر به تصميم گيري نيستند و روابط انساني ناسالم دارند . فقط نسبت به احساسات خود حساسند . احساس امنيت ندارند و پريشان خاطرند . عزت نفس پاييني دارند و به ارزشها بي توجهند . به نيازهاي ديگران نيز توجهي ندارند . همواره ديگران را مقصر مي شمرند . توقع تاييد و تمجيد دارند و اهمال كارند . آنها به وظيفه خود عمل نمي كنند. بي اراده اند و براي وقت خود و ديگران ارزشي قائل نيستند . نامرتب بوده و آنقدر به صحبت ادامه مي دهند كه گاه نكته اصلي را فراموش مي كنند . همواره در افسوس گذشته و حسرت آينده هستند . چون در خلوت خويش خود را حقير مي دانند ، قادر به خنديدن نيستند . به وعده هاي خود عمل نمي كنند و معمولا علاقه به زندگي ندارند .
افراد مسئوليت گريز دليل تراشي بيهوده دارند . به وعده هاي خود عمل نمي كنند . از ترس اشتباه ، اقدام به انجام كاري نمي كنند . گاه با سرعت و گاه كند حركت مي كنند . از افراد برتر از خود خشم و نفرت دارند . بسيار وابسته هستند . آنها فقط منتظر نوبت خود براي حرف زدن هستند البته اگر نوبت را رعايت كنند . از پذيرش برخوردار نبوده و بارها مي گويند متاسفم ، اما در آينده اشتباه خود را تكرار مي كنند . در هر شكست خود را مي بازند و همه چيز را تمام شده مي بينند . از كنار مشكل گذشته و آنرا بدون اينكه حل كنند رها ميكنند ، از اينرو كارهاي ناتمام زيادي آنها را احاطه كرده است . اين افراد سطح تحمل پاييني دارند و سرخورده هستند ، بسيار پرتوقع بوده و انجام كارها برايشان كسالت آور است . در يك كلام براي انجام كارها انگيزه ندارند .
لازم بذكر است كودكان و نوجواناني كه از اين آموزش بي بهره اند غالبا"به بزرگسالاني مسئوليت گريز كه ويژگيهاي آنها در فوق ذكر گرديد تبديل خواهند شد و بدينصورت در زندگي بتدريج دوستانشان را از دست ميدهند . كارهايشان را با تاخير انجام داده و در نتيجه به شخصيت شغلي و اجتماعي خود آسيب مي زنند .
با مقايسه ويژگيها و خصوصيات افراد مسئوليت پذير و مسئوليت گريز ، گامي در جهت هرچه شكوفاتر نمودن حس مسئوليت در نسل آينده ساز كشورمان برداريم و از بروز اختلالات زيادي پيشگيري نماييم .
۲۴ لغایت ۳۰ مهر ماه هفته پیوند اولیا و مربیان گرامی باد
مهمترین عامل در تربیت و رشد فکری و اخلاقی کودکان و نوجوانان، هماهنگی و همسویی نظری و علمی میان مربیان و خانوادههاست.
کودک در دنیای خانواده، از طریق رفتارها و موضعگیریهای پدر و مادر، با دنیای بیرون آشنا میشود و همین رفتارها، شخصیت و ویژگیهای اخلاقی و رفتاری او را شکل میدهد. او در هنگام ورود به محیط آموزشی، با مربیان تازهای روبهرو میشود که بهطور مستقیمْ در الگوی رفتار او تأثیر میگذارند. در نتیجه، هریک از دو کانون خانه و مدرسه، به تنهایی امکان عمل موفقیتآمیز نخواهد داشت؛ از این رو، وجود مرکزی مثل انجمن اولیاء و مربیان، برای یکسانسازی مسائل آموزشی و تربیتی کودکان ضروری است.
ممکن است رفتار و شیوههای تربیتی مربیان، با رفتار و روشهای تربیتیِ اولیا در خانواده متفاوتْ یا احیانا متضاد باشد که در این صورت، تأثیرهای ویرانگری بر شخصیت کودک و نوجوان دارد؛ از این رو، یکی از اصول مسلّمِ تربیتی، ارتباط و تبادل نظر میان اولیا و مربیان است.در سیستم آموزشی و پرورشی ما، این ارتباط از طریق انجمن اولیا و مربیان صورت میگیرد. در واقع این انجمن، شیوههای گوناگون ارتباط و هماهنگی و همکاری اولیا را با مربیان مدارس، مشخص و معیّن میکند.
انجمن اولیا و مربیان، هیأت مُنتخبی از پدران و مادران دانشآموزان، به همراه مربیان مدرسه است که با هدف تلاش و همکاری در راه پیشبرد امور آموزش و پرورش دانشآموزان تشکیل میشود. این هیأت، پیشنهادات و طرحهای مفیدی را به مدیر و دیگر مسئولان مدرسه ارائه میدهد و در اداره بهتر امور، یاور صمیمی مدرسه به شمار میآید. در نظام آموزشی ما، برای فعالیت انجمنهای اولیا و مربیان، آییننامه ویژهای تدوین و در آنْ اهداف و وظایف انجمن توضیح داده شده است.
به طور کلی میتوان اهداف عمده انجمن اولیا و مربیان را در موارد زیر خلاصه کرد:
آگاه کردن اولیا به مسائل دینی، تربیتی، اخلاقی و مشاوره با آنان در هماهنگ کردن روشهای تربیتی و آموزشی در محیط خانه و مدرسه؛ ایجاد و تحکیم پیوندهای عاطفی، اخلاقی و انسانی بین اولیای دانشآموزان و مربیان مدرسه؛ بهرهمندی هرچه بیشتر از امکانات اولیا برای تهیه، تدارک و تکمیل امکانات آموزشی، پرورشی و بهداشتی مدرسه؛ و پیشرفت دانشآموزان در مسائل تربیتی و تحصیلی و برطرف کردن نقصهای موجود در این زمینه.
یکی از راههای بسیار مؤثر در بالا بردن سطح آموزش و تربیت دانشآموزان، این است که معلمان و مربیانْ پیدرپی از رفتار دانشآموزان در خارج از مدرسه، و نیز والدین از چگونگی پیشرفت تحصیلی واخلاقی دانشآموزان در مدرسه مطلع شوند. همین آگاهی و پیگیری از پیشرفت، افت تحصیلی و نیز مسائل تربیتی و اخلاقی دانشآموزان، موجب تلاش و کوشش در برطرف کردن واصلاح رفتار آنها از سوی اولیا و مربیان میگردد که در نهایت، به بالا رفتن سطح آموزش و اخلاق دانشآموزان میانجامد.
مهمترین وظایف انجمن اولیا و مربیان مدرسه، عبارت است از:
مشاوره و برنامه ریزی به منظور تحقق یافتن اهداف انجمن؛ تهیه برنامه بهداشتی ـ پزشکی و نظارت بر اجرای آن در مدرسه؛ همکاری و همفکری با مدیر مدرسه، به منظور برگزاری جلسات ماهیانه اولیا و مربیان برای آموزش مسائل تربیتی، دینی و سوادآموزی؛ همکاری و همفکری با مدیر و مربیان مدرسه در مورد برنامههای اوقات فراغت دانشآموزان و انجام گردشهای علمی ـ تفریحی؛ و دعوت از اولیای علاقهمند به منظور بهرهمندی از خدمات و یاریهای آنان برای تهیه و تدارک و تکمیل امکانات آموزشی و پرورشی مدرسه.
مربیان و والدین نسبت به حقوق کودکان و نوجوانانْ مسئولیتی خطیر دارند و باید در راه شناخت و رعایت این وظیفه سعی و تلاش کنند.
برخی از مهمترین وظایف اولیا و مربیان بدین شرح است: شناخت کودکان و درک و تحلیل رفتار آنان؛ ایجاد ارتباطی گرم و جاذبههایی صحیح در رفتار و واکنشهای خود در مقابل کودکان؛ توجه به این مطلب که در برخوردها و ارتباط خود با کودکان، نهایت صبر و بردباری و تحمل و خویشتنداری را کنند؛ زیرا با این عمل، میزان نفوذ و تأثیر در کودکان و نوجوانان بیشتر میشود و ارتباط با آنها قوی و محکمتر میگردد.
خانواده، پایگاه اصلی تربیت و رشد کودک و نوجوان است و شالوده شخصیتی آنها در آنجا شکل میگیرد و به تکامل میرسد. در هر جامعهای، خانواده به عنوان زیربنای مستحکم ساخت اجتماعی و عامل اصلی حفظ و حراست از ارزشهای اخلاقی و اجتماعی است. از این رو، یکی از اهداف انجمن اولیا و مربیان، آموزشِ خانوادهها به منظور آشنا ساختن آنان با اصول تربیتی و نیز ایجاد زمینههای لازم برای مشاوره خانواده است که پیش زمینهای در راه رشد خانوادهها و همسویی آنان با نظام تربیتی است. اگر خانوادهها پیش از ورود کودکان به مدرسه، زمینههای لازم را برای آشنایی آنان با محیط مدرسه فراهم سازند، مشکلات بسیاری از دوش مربیان و معلمان مدرسه برداشته شده و زیربنای محکم و قابل اعتمادی برای کودکان ایجاد میگردد.
تحقیقات نشان میدهد که هر اندازه والدین و مربیان در روابط با کودکان و نوجوانان صداقت وهماهنگی در رفتارو گفتار خویش داشته باشند، در شخصیت آنها تأثیرات قابل ملاحظهای بر جای خواهد گذاشت. از این رو، اولیا و مربیان شایسته است دقت کافی داشته باشند که اگر کودکان و نوجوانان را به کار خوبی راهنمایی میکنند. خودشان بر انجام آن عمل کوشا باشند. نیز اگر آنها را از انجام کاری نهی میکنند، خودشان الگو و نمونه بارزی در پرهیز از آن عمل زشت باشند. در این صورت است که اولیا و مربیانْ نه تنها با گفتار، بلکه با عمل کودکان و نوجوانان را تربیت میکنند.
به طور کلی میتوان گفت که والدین و مربیان تنها با ایمان، تهذیب نفس، آشنایی با شخصیت کودکان و نوجوانان و نیز شناخت اصول و مبانی تعلیم و تربیت اسلامی، میتوانند فعالیتهای کودکان و نوجوانان را در زمینههای عاطفی، اخلاقی و آموزشی و نیزروابط صحیح با همسالان و دیگر افراد جامعه رهبری و هدایت کنند.
تنها در این صورت است که آنها برای تحقق بخشیدن به آرمانهای متعالی تعلیم و تربیت اسلامی در راه سازندگی شخصیت فرزندان اجتماع، گامی به پیش مینهند.
خانواده، مهمترین نقش را در پرورش و رشد فکری و روانی کودک و نوجوان ایفا میکند، ولی تا هنگامی که اهمیت ارتباط میان خانواده و مدرسه برای اولیا روشن نشود، نمیتوان آنها را در مسائل آموزشی و پرورشی دانشآموز مشارکت داد.
هفته پیوند اولیا و مربیان، فرصت مناسبی برای نشان دادن ضرورت این ارتباط است. در این هفته که معمولاً پدران و مادران به مدارس دعوت میشوند، درباره مسائل تربیتی و تحصیلی بحث و تبادل نظر میگرددو نمایندگان اولیای دانشآموزان، برای یک سال انتخاب میشوند. همچنین مقدمات برگزاری کلاسهای آموزشی برای خانوادهها فراهم میآید و از اولیایی که همکاری خوبی با مدارس داشته و در راه بالا بردن سطح علمی و تربیتی فرزندانشان کوشیدهاند، تقدیر میشود.
دکتر لی سالک، یکی از استادان روانشناسی کودک در دانشگاه کوُرنِل آمریکا، درباره اهمیت ارتباط میان والدین و مربیان مدرسه چنین مینویسد: «وقتی کودک میبیند که شما مدرسه و فعالیتهای مربوط به آن را آنقدر مهم میدانید که در آن شرکت میکنید، در نهان خود احساس رضایت میکند. شرکت در جلسات خانه و مدرسه، به فرزند شما میفهماند که اطلاعاتْ بیواسطه و آزادانه بین شما و آموزگار او رد و بدل میشود. اگر شما به مدرسه اهمیت بدهید، کودک نیز برای مدرسه و آموزگارش احترام بیشتری قایل میشود. متوجه شدهام کودکانی که والدینشان در فعالیتهای مربوط به مدرسه شرکت میکنند، نوعی روحیه اجتماعی پیدا میکنند و نسبت به جامعه ومسائل مربوط به آن احساس مسئولیت بیشتری دارند».
تشویق، یکی از روشهای بسیار مؤثر در تربیت دانشآموزان و نیز پیشرفت علمی آنان است که میتواند از طرف اولیا و مربیان صورت پذیرد. اصولاً تشویق در روح و نهاد دانشآموز اثر فوق العادهای دارد و او را به انجام کارهای نیک ترغیب میکند. هرانسانی خودش را دوست دارد و میخواهد دیگران به شخصیت او احترام گذارند و از او قدرشناسی کنند، حال اگر دانشآموزی به دلیل موفقیتهای تحصیلی و یا انجام کارهای نیک مورد تحسین و تشویق توسط اولیا و مربیان قرار گیرد، به آن کار متمایل میگردد و بالعکس، اگر مورد ناسپاسی و بیتوجهی قرار گیرد، از آن امور دلسرد و دلزده میشود. امیرمؤمنان علی علیهالسلام در نامه معروف خود به مالک اشتر مینویسد: «هرگز نیکوکار و بدکردار پیش تو یکسان نباشند؛ زیرا چنین روشی، نیکوکار را از کار نیک بیرغبت ساخته و بدکردار را به کار بد سوق میدهد».
از آنجا که خانواده، اساسیترین واحد اجتماع و نیز مؤثرترین عامل تربیت است، هماهنگی و تلاش والدین در خانه، بر تلاش و کوشش مربیان در مدرسه مقدّم است. احترام پدر و مادر نسبت به یکدیگر و نیز نسبت به فرزندان، باعث میشود که محیط خانواده، محیطی کاملاً صمیمی و مهربان شود که این خود در تربیت اخلاقی فرزندان و نیز تحصیلات آنها بسیار مؤثر است. والدین باید شنوندگان خوبی برای فرزندانشان باشند تا آنها بتوانند به راحتی نظرات، ابتکارات و نیز مشکلات خود را با آنها در میان بگذارند و سپس مربیان نیز زمینه را برای باروری استعدادها و ابراز احساسات و عواطف آنان فراهم سازند.
از بهداشت رواني تعاريف نسبتاً زيادي شده است . كه در حد اين نوشتار به برخي از آن ها اشاره مي شود . سازمان بهداشت جهاني در تعريف بهداشت رواني يا سلامت فكر گفته است : « سلامت فكر عبارت است از قابليت ارتباط موزون و هماهنگ با ديگران ، تغيير و اصلاح محيط فردي و اجتماعي و حل تضادها و تمايات شخصي به طور منطقي ، عادلانه و مناسب . »
در اين تعريف اساس بهداشت رواني سازگاري با ديگران و محيط زندگي است كه فرد مي كوشد راه درست يا مناسب زندگي كردن در يك محيط معين و يا آن ها كه با او زندگي مي كنند را كشف و به كار گيرد به عبارت ديگر ، اين كه چگونه با نيازهاي متفاوت خود كنار بيايد و يا تدبير منطقي خود را با محيطي كه الزاماً همه عوامل آن به نفع او نيست تطبيق دهد ، بسيار پر اهميت است . اين تطبيق ممكن است از طريق تغيير در خود، در صورت امكان در محيط فيزيكي و يا جامعه انجام گيرد.
كاپلان و بارون مي گويند : « بهداشت رواني حالت خاصي از روان است كه سبب بهبود ، رشد و كمال شخصيت انسان مي گردد و به فرد كمك مي كند كه با خود و ديگران سازگاري داشته باشد . اين دانشمندان علاوه بر موضوع سازگاري ، به جنبه كيفي رشد و كمال شخصيت و به تعادل رسيدن آن توجه مي كنند . در حقيقت اگر معلمي در زندگي شغلي و دانش آموزي در زندگي تحصيلي خود بتواند از شخصيت متعادل و كمال يافته برخوردار شود ، يا مدرسه بتواند به گونه اي زمينه هاي ساخت و بهسازي شخصيت اورا فراهم سازد كه در نهايت بتواند با ديگران در حالتي خوش و ارضاء كننده رابطه برقرار كند ، او از سلامت رواني برخوردار است .
در ميان تعاريف فراوان ، مزلو با نگاهي ژرف تر و در ارتباط با كانوني ترين عامل اساسي انسان يعني تأمين نيازها و در نهايت شكوفايي استعدادها معتقد است كه سلامت روان « شكوفا شدن سرشت انساني ، تحقق يافتن استعدادهاي بالقوه و رشد به سمت كمال » است .
سازمان بهداشت جهانی ، بهداشت روانی را اینگونه تعریف میکند: "بهداشت روانی در درون مفهوم کلی بهداشت قرار دارد و بهداشت یعنی توانایی کامل برای ایفای نقشهای روانی و جسمی ، بهداشت به معنای نبود بیماری یا عقب ماندگی نیست."
آغاز هفته تربیتبدنی
اشاره
دانش و زیبایی در تندرستی است و یکی از راههای تندرستی، ورزش است. از این رو، نباید به سبب داشتن گرفتاریهای عادی روزانه، از آثار مثبت و پایدار ورزش در ایجاد روحیهای شاداب، سرزنده و حرکتآفرین به سوی موفقیتها غافل شویم و روزانه دستکم چند دقیقهای نرمش و ورزش نکنیم.
در این میان، بسیار شایسته است كه از رهنمودهای بزرگان اسلام و تجربههای اندیشمندان عرصه دانش و ورزش، به نیکی بهره بگیریم و با پرداختن به ورزشهای مفید و تأکید شده در اسلام، لحظههایی سرشار از انگیزه، امید، تحرک و پویایی را برای خویش رقم بزنيم.
تاریخچه ورزش در ایران
در میان کشورهای مشرقزمین، ایران، تنها کشوری است که از ديرباز در نظام تعلیم و تربیت خود، بیشترین اولویت را به تربیت بدنی و ورزش داده است. ورزش در ایران، در آداب، سنتها، فرهنگ و اخلاق ایرانیان ریشه دارد. آنها، تربیت بدنی را وسیله نیرومندی و نیرومندی را وسيلهاي برای دستگیری ناتوانان و نه برای زورگویی و ماجراجویی میدانستند و ناتوانی و سستی را مایه ناراستی میپنداشتند. به عقیده آنان، زندگی بهتر، سلامت جامعه و توسعه و پیشرفت، به عقل سالم و بدن سالم نیاز دارد. در یکی از کتابهای باستانی آمده است: ورزش در ایران باستان، با هدف سلامت، شادابی و آماده بودن برای دفاع از وطن، پا گرفت و هدف اصلی آن، تربیت جوانان بود. تیراندازی، کوهنوردی، شمشیرزنی، دو، اسبدوانی، شترسواری، ارابهرانی، مشتزنی، شنا و کشتی، در این مرز و بوم رواج داشت. پارسیان، شکار و شکارگاه را آموزشگاه حقیقی جنگ میپنداشتند كه جوانان پارسی در آن، سحرخیزی، بردباری در راه رفتن و دوندگی و تیراندازی، آمادگی روحی و چابکی را فرامیگرفتند.
ورزش از دیدگاه قرآن و سنت
در فرهنگ اسلام، ورزش، ابزاری بسیار مؤثر برای بالندگی و کمال انسان به شمار میرود. اسلام، ورزش را بنا بر پنج اصل تأیید میکند:
1. نزدیکی به خداوند: ورزش میتواند به انسان مؤمن توانایی و سلامت بهتر و بیشتری بدهد تا از آن برای ادای تکالیف دینی و دستورهای الهی استفاده کند؛ چنانکه حضرت علی علیهالسلام نیز از در فرازي از دعاي كميل ميفرمايد: «اِلهی قَوِّ عَلی خِدمَتِکَ جَوارِحی؛ پروردگارا! اعضای بدنم را برای خدمتگزاری بر خودت نیرومند ساز!»
2. تعادل جسم و جان: پهلوانان و ورزشکاران هم باید جسم را تقویت کنند و هم به تهذیب نفس بپردازند که این تعادل، از راه ورزش کردن صورت میپذیرد.
3. تأمین سلامت: حضرت علی علیهالسلام میفرماید: «سلامت، از برترین نعمتهاست» که بیشک ورزش، یکی از بهترین راههای رسیدن به آن شمرده میشود.
4. نشاط و انبساط: با ایجاد نشاط، کدورتهای درونی و ملالتهای بیرونی از بین میرود و روح انسان سبکبال میشود. رسول خدا صلیاللهعلیهوآله میفرماید: «سرگرمی و بازی داشته باشید؛ زیرا دوست ندارم در دین شما خشونت و سختی دیده شود.»
5. زیبایی و تناسب اندام: خداوند که آفریننده نظام احسن خلقت است، در کمال زیبایی است و زیباییها را دوست دارد. داشتن اندام برازنده و متناسب، تنها از راه ورزش کردن به دست میآید.
بهینهسازی زنگ ورزش در مدارس
زنگ ورزش مدارس، اهمیت فراوانی در ارضای نیازهای دانشآموزان دارد. برای کیفیتبخشیدن به ساعتهای ورزش مدارس، بهتر است نکتههای زیر را به دقت رعایت کنیم:
1. ورزش با امکانات کافی و مطلوب ارائه شود؛
2. ورزش را معلمان و مربیان باتجربه اداره کنند؛
3. اجرای ورزش با حداقل احتمال آسیب بدنی و روانی همراه باشد؛
4. شرایط رقابت سالم فراهم شود؛
5. زمینه لذت بردن از ساعتهای ورزش و تربیت بدنی فراهم آید.
ساعتهای ورزش در مدارس ما، بخشی از برنامه یادگیری است و نباید به آن بیتوجه بود یا اینکه از این ساعتها، برای تمرین دیگر درسها استفاده کرد. البته رفع این نارساییها، در پرتو همکاری و ارتباط نزدیک آموزش و پرورش با سازمان تربیت بدنی امکانپذیر است.
هدف از گنجاندن ورزش و تربیت بدنی در مدارس
ورزش، بهترین راه برای تحرک بخشیدن به دانشآموزان است. زنگ ورزش، زمان مطمئنی برای فراگیری بسیاری از روابط اجتماعی است. در بازیهای گروهی، کودک، معنای مصلحت جمع را فرامیگیرد و در حد توان برای موفقیت گروه خود میکوشد. ورزش، با هدفهای زیر برای دانشآموزان در نظر گرفته میشود:
1. سلامت جسمانی و روانی؛
2. رشد تکامل و یادگیری حرکتی متناسب با آن؛
3. تربیت فردی و گروهی؛
4. پشتوانه قوی برای ورزش قهرمانی؛
5. موفقیت بیشتر در امور آموزشی؛
6. پیشگیری از آلودگی نوجوانان به عادتهای ناپسند در محیط زندگی؛
7. ایجاد محیط و شرایط متناسب با علاقه و ذوق نوجوانان؛
8. پر کردن اوقات فراغت و لذت بردن از آن.
ورزش و رشد اخلاق
ورزش در مفهوم کلی سبب ارتقای اخلاق و منش افراد میشود. در واقع، ارتباط روشنی میان بازیهای گروهی و رشد و تکامل اخلاق وجود دارد. بنابراین، ورزش به توانایی و قابلیتی میانجامد که تعاون و همکاری را تقویت میکند. افزون بر آن، ویژگیهایی مانند بزرگواری، شجاعت، استواری و ثبات قدم میتواند از راه ورزش گسترش یابد. همچنین فرد در صورت لزوم میتواند در دفاع از کشور یا در خدمت به جامعه مؤثر واقع شود. مسلمانان میتوانند با پیروی از آموزههای الهی، به ورزشها و تفریحهای سالم و مفید بپردازند و جسم و جان را از آلوده شدن به گناهان و پستیها در امان نگه دارند و زمینه شادابی و پویایی را در خویشتن فراهم آورند. ورزش افزون بر تقویت بنیه فردی، بنیه اجتماعی فرد را نیز تقویت میکند و ویژگیهای پسندیده اخلاقی فردی و اجتماعی او از جمله همکاری، افزایش اعتماد به نفس، دستگیری از ناتوانان، گذشت و جوانمردی را بارور میسازد.
ورزش بانوان
برخی از دختران، در سالهای نوجوانی، دچار نارساییهای جسمی هستند که از بیتحرکی و دوری از ورزش سرچشمه میگیرد. پیامدهای این مشکلات، به طور عمیق در سالهای آینده زندگی آنان آشکار میشود و به طور مسلّم، این امر بر نسل آینده نیز اثر میگذارد. برای رفع این مسائل، بیش از همه، باید فرهنگ پرداختن و اهمیت دادن به ورزش برای تأمین سلامت و بهداشت روح و جسم افراد تقویت شود. به یقین، آثار مطلوب پرداختن به ورزش، افزون بر سلامت جسم، از گرایش فرد به ناهنجاریها نیز جلوگیری خواهد کرد.
ورزش، جزو ضروریترین مسائل زندگی همگان است. در این میان، بانوان باید بیش از دیگران به این مسأله اهمیت دهند و در نظر داشته باشند که آنان، پرورشدهندگان نسلهای آینده هستند و سلامت جسم و فکر و روح ایشان، بر اندیشه و انگیزه فرزندانشان در پرداختن به ورزش و تأمین سلامت جسمانی و روحی آنها تأثیر مستقیم میگذارد. بانوان با افزودن بر سلامت جسمانی و نیروی بدنیشان، به آرامش روانی نیز میرسند و با سلامت روانی آنان، محیط خانه نیز از شادابی و تحرک مفید بهره میبرد.
تأثیر ورزش بر سلامت جسم و روح
همانگونه که روان سالم، بسیاری از نارساییهای جسمی را جبران میکند، به همان ترتیب نیز جسم سالم و نیرومند، مانع از کسالت روحی و روانی میشود و عامل پیشگیری از بیماریهاست. با داشتن تنی سالم به وسیله ورزش و بازی میتوان زندگی معتدل و معقولی داشت. از دیگر مزایای ورزش، بالا رفتن حس اعتماد به نفس است. انسان بعد از ورزش، احساس آرامش میکند. ورزش سبب دفع سموم از بدن میشود و در قوّت بخشیدن به اراده، نقش مستقیمی دارد.
دانش پزشکی نیز از ورزش به عنوان ابزاری برای بهبود جسمی و روحی بیماران بهره میبرد و برای برطرف شدن بسیاری از نشانهها و پیآمدهای منفی بیماری، آنان را به ورزش تشویق میکند.